تحلیل روان‏شناختی مثنوی معنوی براساس رویکرد پذیرش و تعهد

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدة ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

2 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل ایران

doi
10.22108/jpll.2021.126847.1565
چکیده

مثنوی معنوی سرشار از مفاهیم و تفکرات روان‏شناختی است که بیان‏کنندۀ تفکر و دقت مولوی در روح و روان انسان است. این پژوهش به روش تحلیلی ـ تطبیقی به بررسی مثنوی از دیدگاه اصل اول (پذیرش) در رویکرد روان‏شناختی درمان پذیرش و تعهد پرداخته است. مولوی و نظریة روان‏شناختی پذیرش و تعهد (اکت) هر دو بر آن‏اند که رویارویی با رنج‏ها در زندگی، اجتناب‏ناپذیر است؛ پس باید رنج زیستن را پذیرفت و به‏سوی رشد روحی و روانی گام برداشت. هر دو دیدگاه از تمثیل برای اقناع ذهن مخاطب بهره می‏برند. مولوی از مفاهیمی مانند تقدیر و طبیعی‏بودنِ رنج در زندگی، برای ایجاد آمادگی در مخاطب برای پذیرش استفاده می‏کند. در این پژوهش به بررسی تطبیق مراحل توبه در تفکر اسلامی و عرفانی با پذیرش در اکت پرداخته شده است. تفاوت در این دو دیدگاه از هدف نهایی آنها سرچشمه می‏گیرد؛ هدف رویکرد روان‏شناختی، معطوف به شاد زیستن در این جهان و رشد فردی برای بهتر زیستن است و دیدگاه مولوی ـ و به‏صورت کلی‏تر، دیدگاه عرفانی ـ معطوف به جلب رضایت خداوند و زندگی جاودانی در جهان باقی است. با این حال هر دو دیدگاه با گذر از یک مسیر در توجه به روان انسان و رشد و تعالی آدمی هم‏داستان هستند. درمان‏گران می‏توانند با توجه به سابقة ذهنی مخاطب خود در ایران، نسبت‏به مسائل دینی و عرفانی، از میراث ادبی مانند مثنوی بهره برند.