روایت‌شناسی چند تمثیل مشترک در آثار سنایی و عطار و مولانا برپایة نظریۀ ژرار ژنت

نویسندگان

1 استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه ارومیه

2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه ارومیه

3 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه ارومیه

doi
10.22108/jpll.2019.110929.1231
چکیده

روایت‌شناسی یا دستور زبان روایتْ رویکردی قاعده‌مند و منسجم در بررسی ساختار روایت است. این رویکرد با بررسی لایه‌های مختلف یک اثر ادبی می‌کوشد به معانی پنهان یا فراتر از متن دست یابد و قدرت فهم متن را بالا برد. نویسندگان این پژوهش تمثیل را در جایگاه گونه‌ای از انواع روایت، برپایة منسجم‌ترین قواعد و قوانین روایت‌شناسی بررسی کرده‌اند که با نظریه‌های ژرار ژنت در پنج اصل کلی (نظم و ترتیب، تداوم، بسامد یا تکرار، وجه یا حالت و آوا یا لحن) استحکام یافته است؛ همچنین برای نمونه چند تمثیل مشترک سنایی و عطار و مولانا ازنظر قواعد روایت‌شناسی ژرار ژنت بررسی شده است. برپایة این پژوهش مشخص می‌شود افزون‌بر ابهام‌آفرینیِ تمثیل، عوامل دیگری نیز در ماندگارکردن تمثیل به‌عنوان نوع ادبی محبوب عارفان بسیار سهم داشته است؛ این عوامل عبارت است از: زمان‌پریشی و سرعت و شتاب تمثیل در انتقال مفاهیم عرفانی و قدرت بسامد و تکرار آن در اقناع مخاطب. همچنین در ضمن این بررسی، سیر پختگی و تکامل تمثیل در اشعار این سه عارف نیز آشکار شده است.