تحلیل کارکرد عناصر بلاغی (تخیل و موسیقی) در نثر شاعرانة تذکرة‌الاولیاء عطار نیشابوری

نویسندگان

1 دانشجوی گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه رازی

2 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه رازی کرمانشاه، ایران

3 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران

doi
10.22108/jpll.2019.111847.1253
چکیده

در تعریف‌های ارائه‌شده از شعر، از سه عنصر عاطفه و تخیل و موسیقی سخن می‌رود. متون نثر فارسی در دوره‌های گوناگون، کم‌و‌بیش از عناصر شعری بهره برده‌ است. در این میان، آثار صوفیانه و عارفانه، به اقتضای موضوع و مضامین، بیشتر به ویژگی‌های شعری گرایش داشته است؛ به‌گونه‌ای که گاهی درک ظرایف معنایی و کسب لذت بیش از آنکه از صورت این متون به دست آید، به تحلیل تصاویر و جلوه‌های موسیقایی آنها وابسته است. براساس این اهمیت، هدف این مقاله‌ بررسی کارکرد دو عنصر کلیدی شعر، تخیل و موسیقی در تذکرة‌الاولیاء، یکی از مهم‌ترین متون نثر عارفانه، است تا میزان و کیفیت شعروارگی آن مشخص شود. یافته‌های این پژوهشِ توصیفی ـ تحلیلی نشان می‌دهد که جلوه‌های موسیقایی این اثر بیشتر و متنوع‌تر از نمود تخیل است. هر دو عنصر در نثر عطار کارکردی تعیین‌کننده و مهم دارد. سجع، جناس، تضاد و واج‌آرایی از مصداق‌های برجستة موسیقی درونی و معنوی در تذکرة‌الاولیاء است که بیشتر در هنگام طرح این مباحث نمود می‌یابد: ذکر نام اولیا و توصیف شخصیت و احوالشان، تبیین توحید، معرفت نفس، مرگ، فنا و بقای عرفانی، تقابل میان مفاهیم خُرد و کلان هستی، مراتب سلوک و نیز نکوهش نفس و دنیای مذموم. ازنظر بررسی صور خیال، عطار از تشبیه، کنایه، پارادوکس، نماد، تشخیص و تلمیح بیشتر بهره می‌گیرد که بیشتر هنگام معرفی و توصیف شخصیت، احوال و افعال عارفان و نیز نقل سخنان آنان، تبیین کرامات و مکاشفات و تمرکز فرمی ـ معنایی روی نام عارفان کاربرد می‌یابد.