ارتباط بافت موقعیتی و لایه‌های معنایی زبان در رسالة «در بیان سلوک» کتاب الانسان الکامل؛ با تکیه بر رویکرد نقشگرایی هلیدی

نویسندگان

1 استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران

2 استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبایی

doi
10.22108/jpll.2019.103102.1058
چکیده

رسالة «در بیان سلوک» یکی از رسایل بیست و دو گانة کتاب الانسان الکامل اثر عزیزالدین نسفی، نویسندة قرن هفتم هجری، است. او در این رساله با معرفی و تبیین مراحل سلوک و ملزومات آن، به تعلیم و ترغیب مخاطب پرداخته است. در این پژوهش سعی شده است با بهره‌گیری از نظریة «ارتباط متن و معنا با بافت موقعیتی» در دستور نقش‌گرای نظام‌مند هلیدی و بررسی بندهایی که بار ایدئولوژیکی و معنایی دارد، این موضوعات بررسی شود: 1) شناخت گفتمان غالب نسفی در بیان مفهوم سلوک و ابزارها و سازوکارهای بیانی او در این اثر؛ 2) بیان ارتباط لایه‌های سه‌گانة بافت موقعیتی (گستره و منش و شیوة سخن) با لایه‌های معنایی زبان (فرانقش اندیشگانی و بینافردی و متنی). مؤلف در این رساله گفتمان خطابی ـ تعلیمی را در پیش گرفته است. مخاطب او چنانکه از گستره و منش سخن برمی‌آید، درویش مبتدی است و تأکید بر مفاهیم ایدئولوژیکی، برجستهترین سازوکار بیانی نسفی است. روش‌های تأکیدی، نفی و استثنا، تقدیم ادات نفی، کاربرد کلمات تأکیدی در ساختار جملات منفی، نوع چینشیِ ساختار نحوی، قراردادن افعال امر و نهی (اغلب از مصدرهای دانستن و فهمیدن) در آغاز جمله و استفادة بسیار از این مصدرها، بهره‌گیری از تمثیل و تشبیهات ساده و ملموس با زبان و بیانی عامیانه و نیز به‌طور ویژه انواع تکرار، از ابزارهای بیانی نسفی برای القای اندیشة خود به مخاطب با بیان مؤکد است. گسترة سخن در فصل‌های مختلف این رساله آموزش مباحث اصلی در حوزة سیر و سلوک است. مشارکین مرکزی گفتمان سلوک، «رونده/ سالک» و «پیر/ هادی»‌اند که به‌ترتیب در محوریت فرآیندهای ذهنی و مادی قرار دارند.