اقتراحیۀ مولوی در صورت‌بندی تمثیلی درد و رنج انسان (مناظرۀ صوفی و قاضی )

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فردوسی مشهد

2 استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فردوسی مشهد

3 زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه فردوسی مشهد

doi
10.22108/jpll.2018.110704.1225
چکیده

درد و رنج در جایگاه موضوعی فلسفی و دینی و روان‌شناختی، همزاد انسان است. این موضوع در مبحث خیر و شرّ به اسطوره‌ها و افسانه‌ها راه یافت و تاکنون نیز در مرکز توجه و چالش فلسفی و الهیاتی بوده است. در حوزۀ ادبیات و متون ادبی عرفانی نگاه به درد و رنج فراتر از استدلال صرف فلسفی و بیشتر شهودی است؛ به‌طوری‌که عارف در قالب تمثیل، مفاهیم معقول را محسوس جلوه می‌دهد؛ با این شیوه افزون‌بر نزدیک‌کردن آن مفاهیم به ذهن، می‌کوشد موجب اقناع عاطفی مخاطب شود. نگارندگان این مقاله با مبنا قراردادن یکی از حکایت‌های چالش‌برانگیز مثنوی (مناظرۀ صوفی و قاضی) می‌کوشند رویکرد ادبی عرفانی مولوی به موضوع پیچیدۀ درد و رنج را بررسی کنند. نگرش تمثیلی مولوی در صورت‌بندی مسئلۀ درد و رنج نشان می‌دهد میان درد و رنج با لذت و پیروی از هوای نفس از یک‌سو و معرفت و کمال روح و عاقبت‌بینی ازسوی دیگر ارتباط وجود دارد. مولوی در ضمن حکایت‌ها به ماهیت پیچیدة درد و رنج، خاستگاه و راه‌های رهایی از رنج نظر دارد و آن را با تمثیل‌های متناسبی باورپذیر کرده است.