مفهوم‌سازی عشق در غزلیات شمس و بررسی ارتباط آن با مضامین قرآنی از ‏دیدگاه معنی‌شناسی

نویسندگان

1 دانشیار زبان و ادبیات فارسی ،دانشکده ادبیات،دانشگاه الزهرا

2 دانشیارگروه زبانشناسی دانشگاه پیام نور

3 دانشجوی زبان و ادبیات فارسی دانشگاه الزهرا-ایران

doi
10.22108/jpll.2018.106199.1135
چکیده

زبان دین کانون شکل‌گیری بسیاری از استعاره‌ها و راهیابی آن به ادبیات است. ادبیات به‌ویژه ادبیات عرفانی، از مفاهیم دین و مفهوم‌سازی های قرآنی تأثیر پذیرفته است. این مقاله باتوجه‌به استعاره‌های مفهومی، مفهوم‌سازی عشق را در شعر مولانا و تأثیر آن را از قرآن بررسی می‌کند. استعارة مفهومی یکی ازمهم‌ترین مباحث زبان‌شناسی شناختی است. با نظریة استعارة مفهومی می‌توان جنبه‌های بینامتنیت شعر مولانا با قرآن را از زاویه‌ای شناختی بررسی کرد. هدف این پژوهش، بررسی میزان تأثیرپذیری مولانا از قرآن در مفهوم‌سازی عشق است که با تطبیق مفهوم انتزاعی عشق در غزلیات شمس و قرآن به شیوة تحلیلی ـ توصیفی به انجام می‌رسد. به همین سبب همة استعاره‌های عشق در سی غزل از غزلیات شمس و نیز بسیاری از آیات قرآنی با مفهوم محبت استخراج شد تا به این پرسش پاسخ داده شود که مولانا در غزلیات از چه استعاره‌هایی برای مفهوم‌سازی عشق استفاده کرده و تا چه حد از استعاره‌های قرآنی بهره برده است. نتیجة بررسی نشان می‌دهد که در هر دو اثر، استعارة کلان «خداوند معشوق است» وجود دارد. در گفتمان ادبی ـ شعریِ شمس، چهار استعارة «عشق کلید است»، «عشق سفر است»، «عشق گیاه است» و «عشق سلطنت است» شناخته شد. حوزه‌های مبدأ نامبرده و نوع نگاشت‌ها بیانگر تأثیر عمیق قرآن بر زبان غزلیات شمس است.