بررسی نقشگرایانة تجربههای عرفانی در رؤیانوشتهای شهودی کشفالاسرار و مکاشفاتالانوار «زندگینامة خودنوشت شهودی روزبهان بقلی»
نویسندگان
1 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه علامه طباطبایی
2 دانشجوی دورة دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبایی
doi
10.22108/jpll.2018.102310.1042چکیده
پژوهش حاضر با روشی توصیفی – تحلیلی و تکیه بر رویکرد نقشگرایی هلیدی در زمینة ارتباط بافت موقعیتی و بافت متن، به مطالعة گفتمان مکاشفة عیانی در مراحل مختلف تجربیات عرفانی روزبهان بقلی پرداخته است. «کشفالاسرار و مکاشفاتالانوار» زندگینامة خودنوشت روزبهان بقلی است که محتوای آن براساس «شیوة بازگویی، بدون دغدغة انتقال ذهنیت به مخاطب»، شکل گرفته است. روزبهانی بقلی در جایگاه تجربهگر، با ترجیح مشاهده بر سایر مراتب کشف، سعی در بازگویی تجربیات و رؤیاهای شهودی خود دارد که اغلب آنها براساس «تجلی ذات و صفات خداوند» از طریق «التباس» مطرح شدهاند. وی در هر یک از تجربیات عرفانی خود که در حالات مختلفی اعم از «بیداری، حالتی بین خواب و بیداری و خواب» شکل گرفتهاند، با توجه به استعداد روحی خود و دیدگاه و رابطهای که نسبت به هر یک از مشارکان دارد، حالات عاطفی خاصی از قبیل قبض، سرگشتگی، حیرت، بسط، وجد و سکر را تجربه کرده است. در ساختار متنی گفتمان مکاشفة این اثر که بر بازگویی سه تجربة عرفانی «خطاب، تجلی و معراج» تمرکز دارد، مشخصة اصلی تجربیات «توصیفناپذیری»، «حالت انفعالی» و «زودگذری» است. سیر مشخص فرآیندهای زبانی در مراحل مختلف مکاشفه از «مادی» به «ذهنی» در جهت تببین سیر صعودی سالک از مقام «طلب» به مقام «فنا» بکار رفته است. در تمام تجربیات افزودة موقعیت «مکان» بیشترین بسامد را دارد و در هر تجربه مخاطب با فضای متفاوتی روبرو میشود. هنگامی که هر یک از مکانها تغییر میکند، شرایط و ویژگیهای حاکم بر تجربه نیز متفاوت میشود. نویسنده در توصیف مکانهایی که مربوط به حالات ابتدایی مکاشفه هستند، دقت بیشتری دارد؛ اما مکانهای وقوع مراحل پایانی مکاشفه را تحت غلبة حالات عرفانی نمیتواند با دقت چندانی توصیف کند. روزبهان از طریق کاربرد پیاپی عناصر پیرامونی، ابهام را در کلام خود از بین میبرد و باعث خاص کردن و محدود کردن اطلاعات مورد نظر خود میشود. وی از این طریق، فضای حاکم بر تجربیات خود را به وضوح برای مخاطب ترسیم میکند.