استعارة مفهومی عشق و خوشه‌های معنایی مرتبط با آن در تذکرة‌الاولیای عطار

نویسندگان

1 استادیار / مرکز تحقیقات زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تربیت مدرس

doi
10.22108/jpll.2018.108856.1176
چکیده

استعاره پیش از پیدایش زبان‌شناسی شناختی، بیشتر رویکردی برای زیبایی‌آفرینی و روشی برای ابداع‌های هنری بود؛ اما با طرح نظریة استعارة مفهومی، استعاره ابزاری برای تفکر و اندیشه به شمار رفت که در سراسر زندگی بشر جریان دارد و بسیاری از مفاهیم انتزاعی به کمک آن مفهوم‌سازی می‌شود. استعاره‌های مربوط به احساسات، به‌ویژه استعارة عشق، در متون ادبی از فراوانی بسیاری برخوردار است. این مقاله به بررسی استعارة مفهومی عشق و خوشه‌های معنایی مرتبط با آن در تذکرة‌الاولیاء می‌پردازد. مبنای نظری این مقاله دستور زبان‌شناختی و نظریة لیکاف و جانسون دربارة استعاره، همچنین معیار طبقه‌بندی استعارة مفهومی عشق، دسته‌بندی افراشی و حسامی (1392) بوده است. با بررسی توصیفی همة انواع استعاره‌ها و استخراج نگاشت‌های مرتبط با آن این نتیجه به دست آمد که عطار در تذکرة‌الاولیاء برای مفهوم‌سازی عشق از حوزه‌های ملموس مکان‌ها، مفاهیم عینی، جانداران و برخی مفاهیم ذهنی برای حوزة مبدأ بهره برده است. تحلیل آماری استعارة مفهومی عشق نشان می‌دهد از 166 استعارة یافت‌شده بیشترین فراوانی به‌ترتیب مربوط به استعاره‌های شیءبنیاد و استعارة ساختاربنیاد است. این دو نوع استعاره درمجموع 45/43 درصد از کل استعاره‌های به‌کاررفته را در بر می‌گیرد. استعارة جهتی ازنظر کاربرد در رتبة سوم و استعارة جانداربنیاد و ذهنی ‌به‌ ذهنی در رتبه‌های بعدی قرار دارد. در تذکرة‌الاولیاء به‌ترتیب کمترین استفاده به استعارة تصویری (1 عدد) و استعارة حس‌بنیاد (2 عدد) اختصاص دارد. همچنین استعارة عینی ‌به عینی در زمینة مفهوم تحقیق‌شده به‌ کار نرفته است.