جایگاه لولی در ادب فارسی باتکیه‌‌بر کلیات شمس

نویسندگان

1 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی. دهاقان. ایران

2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی. دهاقان. ایران

3 استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اصفهان

doi
10.22108/jpll.2018.104940.1098
چکیده

برای لولی (کولی یا لوری) در لغت‌نامه‌ها معانی مختلفی بیان شده است. حضور لولیان در ادبیات شفاهی و کتاب‌های اسطوره و تاریخ کهن و آثار معاصر، متفاوت است. در ادب فارسی این کلمه همراه با ملازماتش در کلیاتشمس کاربرد برجسته‌ای دارد. پیش از مولانا، این واژه تنها در حد یک کلمه، بدون نماد و استعاره و رمز کاربرد داشت؛ اما مولانا لولی را هم‌رتبة رند حافظ و گاه بالاتر از آن قرار داد. در کلیات شمس، سرنا (ساز لولیان) همراه با رقص، موسیقی، بی‌خانمانی، کارهای خلاف عادت و دیگر ملازمات لولی (مانند نی در مثنوی) بسیار معنا می‌آفریند. بازتاب این واژه در کلیاتشمس از چند منظر درخور بررسی است؛ گاهی حضور لولی تنها در سطح نشانه است؛ در این هنگام بیشتر، جزئی از تشبیه به شمار می‌رود؛ گاهی نیز از نشانه و کلمه فراتر می‌رود و به‌صورت یک نماد پرمفهوم عرفانی جلوه‌گر می‌شود. نتیجة این پژوهش نشان می‌دهد لولی و ملازمات آن ـ آن‌چنان‌ که از نقش آن در غزل مولانا برمی‌آید ـ برخلاف جایگاهش در متون پیش از مولانا، به یک نماد عرفانی تبدیل شده است؛ نمادی که ایستایی و گمنامی و بی‌نشانیِ این واژه را به پویایی و شهرت تبدیل می‌کند و بسیاری از مفاهیم عرفانی را در آن جای می‌دهد.