فرامتنهای سلامان و ابسال
نویسندگان
1 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اصفهان
2 دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اصفهان
doi
10.22108/jpll.2018.101678.1025چکیده
سلامان و ابسال، داستانی رمزی و تمثیلی است که در تمدن یونانی ریشه دارد؛ اما در فضای فرهنگ ایرانی پرورده شده است. وجود روایات متعدد از این داستان در پیشینۀ ادبی ایران، بیانگر اهمیت آن در میان اندیشمندان ایرانی است. قابلیتهای بالقوۀ این اثر رمزی در ایجاد مضامین عمیق، دستمایۀ شاعران و نویسندگان بسیاری قرار گرفته است؛ پدیدآورندگانی که برای برآوردن انتظارات مخاطبان، در سدههای پیوسته این اثر را بازآفرینی کردند. ابنسینا نخستین کسی است که از قابلیتهای رمزی سلامان و ابسال بهره برد. سپس برخی متفکران نامآور ایرانی مانند فخر رازی، خواجه نصیر طوسی، جامی و نویدی، مفاهیم باطنی این روایت را کشف کردند. خواجه نصیر با تلاش چندین ساله به دو روایت از سلامان و ابسال دست یافت که در ظاهر متفاوت به نظر میرسید. او بر آن بود که مقصود ابنسینا از سلامان و ابسال در نمط نهم اشارات با روایتی همخوانی بیشتری دارد که ابوعبید گرگانی، شاگرد ابنسینا، به استاد خود نسبت داده است. برخی صاحبنظران معاصر مانند هانری کربن نیز نظر خواجه نصیر طوسی را تأیید کردهاند. بررسی تأویلهای یک اثر در نقد ادبی نوین جایگاه ویژهای به دست آورده و ژرار ژنت پژوهشگر معاصر فرانسه بخشی از ترامتنیت خود را با عنوان فرامتنیت به آن اختصاص داده است. به همین سبب در این پژوهش تلاش شد تا به این پرسش پاسخ داده شود که آیا با بررسی شرحها و تأویلهای سلامان و ابسال، به گونههای تازهای از فرامتن میتوان دست یافت؟ دستاوردهای برخاسته از این پژوهش به بازیابی دو گونۀ فرامتنی گسسته و پیوسته انجامید. همچنین این پژوهش بیانگر آن است که بیشتر شرح و تأویلهای سلامان و ابسال با تأثیرپذیرفتن از اندیشههای فلسفی ابنسینا پدید آمده است.