نظریۀ شادی مولانا در فیهمافیه
نویسندگان
1 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهید باهنر کرمان
doi
10.22108/jpll.2018.103459.1067چکیده
با رواج روانشناسی مثبتنگر، مطالعات روانشناسی از تفکر در جنبههای منفی روان انسان به تأمل بر جنبههای مثبت روانی تغییر مسیر داد و روانشناسان، شادی را نیز در جایگاه یکی از عوامل مؤثر در موفقیت و سلامت روانی بازخوانی کردند. این موضوع در مطالعات ایشان، بهویژه کنجکاوی در عوامل ایجاد شادی، فصل پردامنهای را دربرگرفت. سرانجام آنان عوامل متعددی مانند اعتقادات دینی، عزت نفس، سلامت، وضعیت اقتصادی و... را عوامل شادیآفرین معرفی کردند. توجه به این مسئله در کنار ضرورت آگاهی از راهکارهای بومی برای رسیدن به شادی و رضایت از زندگی، کافی بود تا توجه نویسندۀ این جستار به یکی از شادترین شخصیتهای عرفانی ـ ادبی، مولانا جلالالدین محمد بلخی جلب شود. در همین راستا و با هدف پیبردن به نظریۀ شادی مولوی و راهکارهای رسیدن به شادی و رضایت از زندگی در اندیشهها و آرای او، کتاب فیهمافیه از این چشمانداز به صورت تحلیلی ـ توصیفی مطالعه شد. نتایج این بررسی چنین است: 1) مولانای فیهمافیه بهطور نظری، به شادی و عوامل شادیآفرین توجه داشته است؛ 2) بخش اصلی نظریۀ شادی مولوی ـ چه دربارة وابستهکردن احساس شادی به ارادۀ الهی و در جایگاه جزای اعمال انسان و چه دربارة استغراق ـ در متنِ تجربۀ تفسیری و باور دینی، تفسیرپذیر است؛ 3) شادی ازنظر مولوی انعکاسی است و این موضوع را باتوجهبه نظریۀ شادیآفرینبودنِ سرمایۀ اجتماعی نیز میتوان بازخوانی کرد. این نظریه به تقویت سلامت اجتماعی توجه دارد.