تحلیل بازتاب آیة تجلی در متون عرفانی فارسی تا پایان قرن هفتم
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه
2 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اصفهان
doi
10.22108/jpll.2018.83215.0چکیده
الفاظ و معانی بلند قرآن کریم، سرشار از اصطلاحات و رمزهایی است که بیشتر، شالوده و بنیان عرفان اسلامی را تشکیل میدهد. آیة رؤیت یا آیة تجلی (اعراف: 143) یکی از پرکاربردترین آیات قرآن کریم در تبیین مبانی عرفانی است. شرح معراج موسی(ع) و قرارگرفتن در خطاب «لنترانی»، در متون عرفانی منظوم و منثور فارسی بازتاب بسیاری داشته است. عارفان به تفسیر و تحلیل اندک و سادة مفسران از این آیه بسنده نکردهاند. آنان همواره کوشیدهاند تا با توسل به داستان موسی(ع)،برداشتهای نو و ژرفی از آیه ارائه دهند و افزونبر بیان آموزههای عرفانی از احوال سالک در مسیر سلوک نیز یاد کنند. هدف این مقاله مقایسه و تبیین جنبههای تمایز و تشابه آرای مفسران و عارفان دربارة این آیه و بررسی و تحلیل بهرهگیری عارفان از محتوای آن است. این پژوهش با استفاده از روش تحلیل تطبیقی متون انجام میشود. آنچه با مطالعه و کنکاش در این آثار به دست میآید، بیانگر استشهادهای پیاپی این دو گروه به آیة تجلی در پنج بحث اصلی است: تقاضای رؤیت، شهود پروردگار، پاسخ لنترانی خداوند، تجلی بر کوه طور، بیهوشی موسی(ع). عارفان با استفاده از زبان رمزی و اشاری خود از آنها به محبت، شوق، مشاهده، غیرت، تجلی و فنای سالک یاد کردهاند و این مباحث را شرح و تبیین میکنند.