ساختار روایت در سه روایت از پیر چنگی با تأکید بر دیدگاه ژرار ژنت

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه الزهرا (س)، تهران، ایران

2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه الزهرا(س)، تهران، ایران

doi
10.22108/jpll.2017.82843.0
چکیده

این پژوهش مؤلفه‌های روایی (زمان دستوری، وجه، صدا) را از دیدگاه ژرار ژنت، در سه روایت از داستان پیر چنگی بررسی می‌کند. حکایت پیر چنگی، نخستین‌بار در اسرارالتوحید روایت می‌شود؛ پس از آن عطار نیشابوری و مولانا آن را با اندک تغییری بازگو می‌کنند. در این گفتار وجوه تمایز این سه روایت بیان می‌شود. حکایت پیر چنگی با نام مولانا مشهور شده است. شیوۀ روایت‌گری و نوع روایت این داستان، در اسرارالتوحید متفاوت است. منوّر از سازوکارهای روایت در سطحی بالاتر از دو روایت دیگر بهره می‌برد. تفاوت‌های روایی حکایت اسرارالتوحید با دو حکایت دیگر عبارت است از: ترتیب روایت در این حکایت به‌شکل خطی نیست. نویسنده با رجوع به گذشته، داستان را روایت می‌کند؛ اما دو روایت دیگر کاملاً به‌شکل لحظه‌ای و خطی روایت می‌شود. فاصله، محصول حضور راوی در روایت است. فاصله در این روایت نسبتاً زیاد است؛ اما در دو روایت دیگر کمترین فاصله مشاهده می‌شود. دیدگاه در این روایت کانون درونی (Internally-Focalized) و از نوع «کانون درونی ـ بازنمود همگن» است؛ اما دو حکایت دیگر کانون ندارد و از نوع «بازنمود ـ ناهمگن» است. راوی حکایت اسرارالتوحید داخل روایت خود است. راوی از شخصیت‌های فرعی به شمار می‌آید؛ یعنی همگن (Homodiegetic) است؛ اما راوی حکایت مولانا و عطار هر دو خارج از روایت خود هستند.