رویکردهای رواندرمانبخش مولانا در حکایت پادشاه و کنیزک مثنوی
نویسندگان
1 دانشگاه فرهنگیان
2 دانشگاه لرستان
3 دانشگاه لرستان
doi
10.22108/jpll.2017.21601چکیده
داستانهای مثنوی معنوی بهصورت چندبعدی بیان شده است؛ بهگونهای که یک داستان آن را از چندین بعد میتوان تحلیل کرد. یکی از این داستانها، حکایت مشهور پادشاه و کنیزک است. این داستان تاکنون از جوانب مختلفی مانند اخلاق پزشکی و عشق بررسی شده؛ اما به بعد مهم درمان روانشناسانة داستان کمتر توجه شده است. به همین سبب در این پژوهش، نگارندگان با بررسی داستان پادشاه و کنیزک، سعی کردهاند تا روشهای درمان کنیزک را با رویکردهای رواندرمانی معاصر، تطبیق دهند. تحلیل روانشناسانة داستان پادشاه و کنیزک نشان میدهد این داستان آمیزهای از رویکردهای روانشناسی مشاورهای، شرطیسازی، تداعیگرایی، روانتحلیلی و نظریههای عشق است و در آن روشهای درمانی حساسیتزدایی منظم، سطح آستانه و عشقدرمانی بهطور هدفمند در هم آمیخته است. یافتههای پژوهش گویای نبوغ مولوی در تلفیق رویکردهای مختلف رواندرمانی و ایجاد روشی یکپارچه برای درمان است که میتواند برای استفادة متخصصان رواندرمان سودمند باشد.