نقد و بررسی دیدگاه‌های ابن‌عربی از منظر شیخ احمد سِرهندی

نویسندگان

1 دانش آموخته دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه بوعلی سینای همدان، همدان، ایران

2 استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه بوعلی سینای همدان، همدان، ایران

doi
10.22108/jpll.2016.21079
چکیده

ظهور افکار ساختارشکنانة محیی‌الدین ابن‌ عربی، بستری مناسب برای گفتمان معرفت‌شناسانه در فضای تصوف اسلا‌می‌ فراهم کرد و دریچة تازه‌ای از تحقیق را بر اهل ‌معرفت و معنا، به‌خصوص نهان‌گرایان مسلمان گشود. نشر عقاید بی‌باکانة او در جهان اسلام، طیف متنوع و گستردة مخالفان و پیروان را بر آن داشت که به نقد، نکوهش یا ستایش او بپردازند. منتقدان شیخ ‌اکبر بیشتر از طایفة فقها و علمای ظاهر بودند تا از سالکان و صوفیان معنانگر؛ اما در کسوت اهل‌تصوّف نیز کسانی همچون علاءالدوله سمنانی، در برخی عقاید او به‌دقت تأمل و آنها را نقد کردند. ابن‌عربی هیچ‌گاه در بین متصوّفه، منتقدی بزرگ‌تر و برجسته‌تر از شیخ‌ احمد سرهندی نداشت. شیخ‌ سرهندی با تدوین و تبیین نظریة وحدت شهود در برابر وحدت وجود ابن‌عربی، شالوده‌های نظریه وحدت شهود را پی‌ریزی و استوار کرد. محققان ایرانی نیز بیشتر او را با همین نظریه ‌می‌شناسند؛ اما در‌واقع اختلاف او با شیخ اکبر تنها به این موضوع محدود نیست و در موضوع‌های مهم دیگر عرفانی و شناخت اسلا‌می‌ نظیر ولایت و نبوّت، رؤیت حق‌تعالی، اسما و صفات خداوند، ایجاب در افعال حق‌تعالی، خلود عذاب در حق کافران و دیگر مباحث، شیخ اکبر را به چالش می‌کشد. این مقاله ‌می‌کوشد تا به‌اختصار تفاوت دیدگاه‌های این دو عارف بانفوذ و صاحب‌تأثیر را بررسی کند.