علل و انگیزه‌های مشارکت اجتماعی صوفیان بر اساس متون نثر عرفانی فارسی سده پنجم و ششم

نویسندگان

1 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه سلمان فارسی کازرون

2 کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی

3 استادیار الهیات دانشگاه تهران

doi
چکیده

عرفان اسلامی از آغاز پیدایش متکی بر زهد و کناره­گیری از دنیا و اهل آن بوده است و در این باره، سخنان فراوانی از مشایخ این طریقه در دست است. دنیاگریزی و کناره­گیری از مردمان، از باور­های رایج درباره این مکتب معرفتی است که بر مبنای عملکردها و ادعاهای پیروان آن شکل گرفته است. حال آن که با بررسی متون برجسته عرفانی و دقت و تأمل در زند­گی بزرگان عرفان، شواهد فراوانی در نقض این باور به چشم می­خورد. شواهدی که مشارکت اجتماعی آن­ها را آشکار می نماید و شرکت آنان در عرصه­های گوناگون اجتماعی را به وضوح نمایان می­سازد. آنچه در این مقاله ارائه خواهد شد، گوشه­هایی است از اقوال و اعمال صوفیان در جامعه و همراه با جماعت پیرامون خود؛ همچنین بر اساس متون نثر عرفانی فارسی سده­های پنجم و ششم، در حد امکان سعی شده است تا زمینه های ارتباط صوفیان با دیگران، اعم از ارتباطات سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و... و مهم­تر از آن، اهداف و انگیزه­های آنان از این فعالیت­های اجتماعی مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد زیرا این فعالیت­ها، معلول انگیزه­های گوناگون قرآنی، دینی، روایی و... می تواند باشد. به عنوان حاصل مطالعه نشان داده می­شود که انگیزه­های قرآنی و دینی، مهم­ترین و اصلی‌ترین دلیل ارتباطات صوفیان با دیگران است.