تحلیل روانشناختی رنگ سرخ و سیاه در اشعار صائب
نویسندگان
1 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهرکرد
2 کارشناس ارشد زبان وادبیات فارسی
3 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهرکرد
doi
چکیده
تحلیل روانی افراد برمبنای روان شناسی رنگ، یکی از شیوههای رایج در روان شناسی محسوب میشود. کسانی که به اختیار و آگاهانه و بر پایه علاقه و سلیقه به انتخاب رنگ ها دست می زنند، زمینه را برای تحلیل روانی خود به دست می دهند. صائب شاخصترین چهره ادبی قرن یازدهم هجری و یکی از پرکارترین شاعران این مرز وبوم گزینه مناسبی برای تحلیل روان شناختی برمبنای روان شناسی رنگ ها است؛ زیرا از طرفی مجموعه اشعار او هم از نظر حجم و هم از نظر مضمون از جایگاه و اهمیت ویژهای برخوردار است و از طرفی خود صائب به عنوان نمونهای از افراد جامعه و تحت تأثیر عوامل بیرونی ودرونی و از طریق استفاده از رنگها به نمایاندن مسائل و مشکلات فردی و اجتماعی خود پرداخته است. در اشعار صائب بین کاربرد رنگها دو رنگ سرخ و سیاه کاربرد برجستهتری دارند. رنگ سرخ نمایانگر شور و شوق و انگیزههای بی پایان او برای دست یافتن به تمام آرزوهایی است که به گونههای مختلف از او سلب شده است. رنگ سیاه نماد تیرگی ونفی همه چیز است. در ورای آن چیزی متصوّر نیست. از همین رو پایان راه، ناامیدی وانصراف و تسلیم تلقی میگردد. اما همراهی این دو رنگ، نشان از تلاش شاعر برای رهایی از وضعیت به وجود آمده دارد وگویی هنوز امید به بهبود روزگار دارد. رنگ سرخ و واژگانی که نماد رنگ سرخ هستند، یاد آور وطن به صورت عام و ایران و اصفهان به طورخاص است و رنگ سیاه و واژگان یادآور سیاهی، نماد هند و سرزمین های تابع آن است تا جایی که اصفهان و هند در ذهن ( و روان ) شاعر، مترادف و جایگزین دو رنگ سرخ و سیاه شده است.