ساختار دیالکتیکی روزه در متون عرفانی

نویسندگان

1 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه گیلان

2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه گیلان

doi
چکیده

روزه وقتی در ساختار اندیشگانی عارفان قرار می‌گیرد، بنا بر ویژگی بطن‌گرا و تأویلی عرفان، از حوزه معنای ظاهر شرعی فراتر رفته، با گسترش معنایی، جایگاهی فرا‌شرعی می‌یابد تا جایی که گاه توجه به روزه شرعی از مبطلات این روزۀ فرا‌شرعی می‌شود. ساختار صیروری- دیالکتیک عرفان که پدیده‌ها را در فرایند ایجاب و سلب، پیوسته در معرض شدن قرار می‌دهد، از سه اصل و الگوی سلوکی مشترکِ شریعت، طریقت و حقیقت تشکیل شده است. هریک از مباحث و مقوله‌ها در این ساختار در حکم عناصر و اجزایی‌اند که بلافاصله بُعدی تأویلی به خود می‌گیرند و می‌توان آنها را زیر سه اصل شریعت، طریقت و حقیقت، با ابعاد معنایی متفاوت، جای داد. با نگاه در‌زمانی و تاریخی به روزه، مشخص می‌شود که در مراحل آغازین عرفان و تصوّف، بیشتر، مباحث شرعی روزه مدّ نظر عارفان است؛ اما هرچه از تاریخ عرفان می‌گذرد، مفهوم روزه جنبه تأویلی می‌گیرد و خود را با ساختار سه‌ مرحله‌ای آن تطبیق می‌دهد. در این مقاله با اتکا به سیر تحول روزه در کتاب‌های برجسته عرفانی در یک نگاه ساختاری به ذکر شباهت‌ها و تفاوت‌های این نگرش‌ها می‌پردازیم.