کنکاشی پیرامون ذهنیت مدیران نسبت به بازدارندههای پدیده فراموشی سازمانی در شهر مشهد
نویسندگان
1 استادیار گروه اقتصاد، مدیریت و حسابداری، دانشکده علوم انسانی و اجتماعی، دانشگاه اردکان، اردکان، ایران.
2 استادیار گروه اقتصاد، مدیریت و حسابداری ، دانشکده علوم انسانی و اجتماعی، دانشگاه اردکان، اردکان، ایران.
3 دانشجوی دکتری مدیریت رفتار سازمانی، گروه مدیریت، دانشکده اقتصاد، مدیریت و علوم اداری، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران.
4 دانشیار گروه مدیریت، دانشکده علوم اداری و اقتصاد، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران.
doi
10.22034/jipas.2022.331611.1365چکیده
یادگیری سازمانی، اغلب به فرایندهای فراموشی سازمانی وابسته است؛ یعنی سازمانهایی که در خود قصد ایجاد تغییر دارند اغلب باید دانش قدیمی را فراموش کنند که در گذشته، آنها را محدود کرده است و در این زمینه الگویابی ذهنی کمککننده خواهد بود. از اینرو هدف پژوهش حاضر، برطرف کردن موانع فراموشی دانش ناکارآمد و رویههای قدیمی در سازمانهای دولتی است تا بدانطریق سازمانها بتوانند زمینه را برای القای نوآوری، فرصتهای جدید، تجدید روال سازمانی و تصمیمگیری آماده کنند. پژوهش حاضر به لحاظ هدف، کاربردی-توسعهای است و راهبرد آن ذهنیتشناسی (روششناسی پژوهش کیو) است. برای جمعآوری فضای گفتمان مصاحبه با 6 نفر از مدیران سازمانهای دولتی انجام شد و از اسناد و مدارک کتابخانهای (مبانی نظری) نیز استفاده شد. مشارکتکنندگان در مرتّبسازی کیو، مدیران سازمانهای دولتی شهر مشهد بودند که از این میان 30 نفر به روش غیر تصادفی هدفمند انتخاب شده و 20 نفر حاضر به همکاری شدند. یافتههای پژوهش هفت نوع الگوی بلوغ سازمانی ضعیف، حافظه سازمانی ضعیف، تمایل به رکود و عدم چابکی سازمان، دلبستگی به گذشته و ظرفیت جذب پایین، ضعف در سرمایه انسانی، مقاومت در برابر یادگیریزدایی و عدم وجود تفکّر خلاق در سازمان را بهعنوان عوامل بازدارنده فراموشی سازمانی از دیدگاه مدیران سازمانهای دولتی شهر مشهد نشان میدهد. در این راستا، بلوغ سازمانی ضعیف، ذهنیت غالب شناسایی شده است که بهدلیل نبود فرهنگ تغییر، تخصص و دانش کارکنان، عدم حمایتهای مدیریت ارشد سازمان و عدم ارزیابی عملکردهای درست مانع مهمی در مسیر فراموشی سازمانی است.