طرز بابافغانی

نویسندگان

1 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهرکرد

doi
چکیده

بررسی سبک شناختی آثار ادبی به منزلة ابزاری برای کشف روابط بین عناصر سازندة متن، زمانی ثمربخش خواهد بود که نسبت اثر با ذهنیت هنری شاعر از یک سو و اوضاع فرهنگی- اجتماعی زمان خلق اثر، از سوی دیگر، سنجیده شود. اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم هجری قمری زمانه‌ای است که ایران آبستن دگرگونی های شگرفی سیاسی و اجتماعی است. روی کار آمدن سلسلة صفوی و رسمیت یافتن مذهب تشیع شرایط فرهنگی را برای شاعران به گونه ای رقم زد که تا پیش از آن عصر، سابقه نداشت. بابافغانی شیرازی از شاعران نام آشنای نیمة دوم قرن نهم و اوایل قرن دهم هجری در همان اوان می‌زیست.از لحاظ ادبی دورة او، دورة افول سبک عراقی و پیدایی طرزی نو بود که در روزگار ما آن را با عنوان «سبک هندی» می شناسند. بابا فغانی شیرازی از معدود شاعرانی است که قضاوت اغلب منتقدان و شاعران دربارة او یک سویه است.کمتر منتقدی را می‌توان یافت که در تذکره یا در خلال مباحث انتقادی، زبان را خصمانه به نکوهش یا جانبدارانه به ستایش بابا فغانی نگشوده باشد. به تعبیری ساده،گویا قضاوت دربارة بابافغانی حد وسط ندارد. شاعران و سخنوران پس از او، یا او را می ستایند یا او را و شعرش را خوار می‌شمارند. این نوع نگرش به فغانی، باعث شده که او را در کانون ادبی روزگارش فردی مؤثّر بدانیم. پیروی اغراق آمیز وی از حافظ و تلاشش برای پایه ریزی شیوه ای نو در غزل باعث شد که نگارنده در صدد بررسی سبکی دیوان او برآید و نتیجه را در این جستار عرضه کند.