بررسی ساختار حکایتهای مرزبان نامه (بر اساس الگوی الماسی شکل لابوف)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اراک
doi
چکیده
روایت شناسی علم مطالعه نظام مند روایت است که از حدود سال 1960 وارد دوره روایتشناسی ساختارگرا می شود. نظریه پردازان این دوره در پی تحلیل ساختاری روایتها برآمدند و اغلب با الگو قرار دادن دستور زبان و یا کمک گرفتن از مباحث زبانشناسی، حیطهای برای بررسی برگزیدند و به نتایجی دست یافتند؛ از آن جمله، ویلیام لابوف، طی تحلیل و بررسی حکایت های شفاهی بحران ساز به ساختار شش وجهی دست یافت که به الگوی الماسی شکل معروف است. شیوه داستان در داستان حکایات مرزبان نامه سبب شده است تا حال و هوایی شبیه به حال و هوای داستان گویی های شفاهی بر حکایت های این کتاب حاکم شود. بر همین اساس، در این مقاله به تطبیق ساختار حکایتهای مرزبان نامه با الگوی الماسی شکل لابوف پرداخته شده است. این تطابق نشان می دهد، داستان های مرزبان نامه از این الگو پیروی کردهاند. از طرفی اهمیت پند و اندرز، به عنوان درون مایه و زمینه اصلی کتاب، در این ساختار متبلور شده است.