بررسی نشانههای نامتعارف زیبایی در ادب فارسی
نویسندگان
1 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه پیام نور مرکز زرین شهر.
doi
چکیده
چه معیارها و نشانههایی در زیباییشناسی سنتی باعث میشود که نیاکان ما انسانی را خوبروی بنامند؟ آیا این معیارها در طول زمان دگرگونی پذیرفتهاند؟ آیا در دنیای سنتی که به نظر میرسد همهچیز در چهارچوبی مشخص و معین تعریف میشود، زیبایی انسانی نیز تابع یک تعریف جدولی است و چیزی که فراتر یا خارج از جدول زیبایی باشد، نازیباست؟ پاسخ ما این است که گاه در الگوی زیباییشناسی قدما، نمونههایی مییابیم که ناظر بر تفاوت دیدگاه زیباییشناختی گویندگان آنها و سلیقه متفاوت آنها از ذایقه رایج و حاکم بر دنیای سنتی است. این نمونهها اگرچه اندکند، اما بر این دنیای یکسان و یکشکل و یکسویه رنگی کاملا متفاوت میپاشند؛ آنگونه که معیارها و نشانههایی که به نظر اصیل، همیشگی، پایدار و خدشهناپذیر میآیند، متحول میشوند و دگرگون. گاه خصوصیتی متفاوت اثری عمیق در ذهن شاعر داشته و او را وادار به بیانی متفاوت کرده است، و گاه زیبایی جنبه الحاقی و وارداتی پیدا میکند و بر اثر تعامل با دیگر فرهنگها به اذهان و اذواق راه مییابد.