فرآیند انسجام دستوری در شعری بلند از عمعق بخارایی

نویسندگان

1 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه یزد.

2 دانشجوی دوره دکتری زبان وادبیات فارسی دانشگاه یزد و عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی ساوه.

3 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه یزد.

doi
چکیده

هنگامی که شاعر یا نویسنده مفهومی را در قالب واژگان و جملات می ریزد، در پی آن است تا متنی یکپارچه به دست دهد؛ متنی که آغاز آن با پایانش پیوستگی داشته باشد. این امر محقق نمی‌شود، مگر آن که میان عناصر سازنده متن، تناسب و پیوستگی باشد تا متن پیکرمند وتنوار شود. بدین منظور، شاعر یا نویسنده ناچار است با استفاده از عواملی که موجب انسجام( cohesion ) متن می‌شوند، سخن خود را منسجم( cohesive ) کند. از این روی، شیوه خاص شاعران و نویسندگان هر دوره در ایجاد انسجام میان عناصر متن (در اینجا قصیده)، می‌تواند ما را در شناخت سبک آنان، یا سبک دوره آنان یاری دهد.   در بررسی فرآیند انسجام دستوری( grammatical cohesion ) یک قصیده بلند عمعق بخارایی (440- 542) معلوم شد که او از مجموع 562گره انسجامی، بیشترین استفاده را به ترتیب بسامد، از ارجاع شخصی40/27%،ادات ربط62/25%،حذف06/22%،ارجاع سنجشی28/20%،جانشینی62/4% برده است.   عمعق از حذف، هم برای انسجام متن و هم برای نظم آفرینی بهره برده است. او هر بخش قصیده را که گاهی خود می‌تواند شعری مستقل باشد، فقط با رشته‌ای باریک ( بیشتر ارجاع شخصی) به صورت خطی به بخش دیگر پیوسته است.