آمیزه‌های واژگانی زبان فارسی از منظر رویکرد کاربردشناسی واژگانی مبتنی‌بر نظریة تناسب

نویسندگان

1 گروه زبان انگلیسی و زبانشناسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه یاسوج، یاسوج، ایران

doi
10.22099/jlil.2026.55855.1468
چکیده

علیرغم آنکه آمیزش واژگانی یکی از فرایندهای واژه‌سازی خلاقانه در زبان به‌شمار می‌رود، به دلیل زایایی نسبتاً پایین درمقایسه با ترکیب و وندافزایی، اغلب فرایندی حاشیه‌ای قلمداد می‌شود و مطالعات محدودی دربارة آن به‌نگارش درآمده‌است که غالباً بر ویژگی‌های صوری، ساختاری و گاهاً معنایی این فرایند متمرکز بوده‌اند. در پژوهش حاضر، آمیزه‌های واژگانی زبان فارسی ازمنظری کاربردشناختی موردبررسی قرار گرفته‌اند و تلاش شده‌است با تحلیل این آمیزه‌ها در چارچوب رویکرد کاربردشناسی واژگانی مبتنی‌بر نظریة تناسب استنباط مفهومی این عناصر زبانی تبیین گردد. داده‌های این پژوهش را ۵۳ آمیزة واژگانی زبان فارسی تشکیل می‌دهند که در سه گروه اصلی شامل آمیزه‌های برگرفته از منابع واژه‌نامه‌ای و مطالعات پیشین، نمونه‌های استخراج‌شده از متون رسانه‌ای و صفحات وب، و آمیزه‌های حاصل از نام‌گذاری برندها و محصولات تجاری جای می‌گیرند. تحلیل‌ها نشان می‌دهد تعبیر آمیزه‌های واژگانی مستلزم ساخت مفهومی موقعیتی طی یک فرایند گسترش و/یا کاهش است. ازاین منظر، مستقل‌از اینکه آمیزه‌های واژگانی زبان فارسی به چه گونة زبانی‌ای تعلق دارند، حداقل سه الگوی تعبیر را نشان می‌دهند: استنباط طی یک فرایند کاهش و درنهایت شکل‌گیری مفهومی موقعیتی با دامنة ارجاعی محدودتر از مفاهیمی که واژه‌های پایه رمزگذاری می‌کنند، استنباط طی یک فرایند گسترش و ساخت مفهومی موقعیتی با دامنة ارجاعی گسترده‌تر از مفاهیمی که واژه‌های پایه رمزگذاری می‌کنند، و استنباط طی یک فرایند گسترش و یک فرایند کاهش به‌شکل ترکیبی، بدین‌ترتیب که نخست طی فرایند گسترش، یک مفهوم موقعیتی با دامنة ارجاعی گسترده‌تر از مفاهیم پایه شکل می‌گیرد و سپس طی فرایند کاهش، این مفهوم موقعیتی تعدیل می‌شود و دامنة ارجاعی محدودتری می‌یابد.