ریشهها و پیامدهای امنیتی نفوذ رژیم صهیونیستی در خلیج فارس با تأکید بر نقش محوری محمد بنسلمان
نویسندگان
1 نویسنده مسئول: استاد، گروه علوم سیاسی، دانشگاه علامه طباطبایی (ره)، تهران، ایران
2 استاد، گروه علوم سیاسی، دانشگاه علامه طباطبایی (ره)، تهران، ایران
3 دانشیار، گروه علوم سیاسی، دانشگاه علامه طباطبایی (ره)، تهران، ایران
4 دانشجوی دکتری علوم سیاسی، دانشگاه علامه طباطبایی (ره)، تهران، ایران
doi
چکیده
مسأله روابط اعراب و رژیم صهیونیستی را باید یکی از چالشهای مهم سیاسی و امنیتی در جهان اسلام دانست. گذشته از تعهدات اعراب به آرمانهای قدس بهمثابه نخستین قبلهگاه مسلمین، این مسأله در طول تاریخ اهمیتی ملیگرایانه داشته است. تا پیش از جریانات منتهی به بیداری اسلامی، روابط میان اعراب و رژیم صهیونیستی در بهترین حالت، حول مسائلی همچون طرحهای صلح بوده است. در این میان، عربستان سعودی که بهنوعی، خود را زمامدار جهان اهل سنت میداند، درخصوص مسأله فلسطین همواره حمایتهای ضمنی و تلویحی خود را نشان داد اما با ظهور محمد بنسلمان در مقام ولایتعهدی و بسط روابط خارجی بهویژه با امریکا، مسأله روابط با رژیم اشغالگر قدس بهصورت جدی مطرح گردید و حتی در ادامه، با تلاشهای ترامپ کشورهایی همچون امارات و بحرین، جزو نخستین کشورهای خلیج فارس بودند که در سال 2020 به برقراری روابط رسمی دیپلماتیک با رژیم صهیونیستی مبادرت نمودند. در این مقاله تلاش نویسندگان حول پاسخی مستدل به این سؤال اصلی است که نقش عربستان سعودی بهویژه محمد بنسلمان در نفوذ رژیم صهیونیستی در خلیج فارس و برقراری روابط رسمی دیپلماتیک با اعراب این منطقه چیست؟ یافتههای مقاله با استفاده از روش تحلیلی ـ توصیفی و تئوری موازنه تهدید، نشاندهنده سه هدف کلان است. نخستین مسأله، پوشش خلأ حمایتهای ترامپ پس از شکست در انتخابات ریاست جمهوری امریکا؛ دوم، اثبات شایستگی پادشاهی آینده سعودیها در ازای عادیسازی روابط با صهیونیستها و تحقق طرح معامله قرن و سوم، تغییر نگاهها و رویکردهای نخبگانابزاری و فکری نسل جدید رهبران عرب در قبال رژیم صهیونیستی با تأکید بر زوال ناسیونالیسم عربی. پیامدهای امنیتی، نظامی و حفاظتی این مسأله نیز در سه سطح موردبررسی قرار خواهد گرفت.