دموکراسیسازی و چالشهای دولت ـ ملتسازی در عراق بعد از سال 2003
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، گروه روابط بینالملل، واحد کرج، دانشگاه آزاد اسلامی، کرج، ایران
2 نویسنده مسئول: استادیار، گروه روابط بینالملل، واحد کرج، دانشگاه آزاد اسلامی، کرج، ایران
3 استادیار گروه علوم سیاسی، واحد کرج، دانشگاه آزاد اسلامی، کرج، ایران
4 کارشناسی ارشد حقوق بین الملل ،واحد کرج، دانشگاه آزاد اسلامی، کرج، ایران
doi
چکیده
غرب آسیا ازجمله مناطقی است که کشورهای آن نسبت به سایر مناطق جهان، روند دولت ـ ملتسازی موفقی را طی نکردهاند. از مهمترین دلایل این مسأله، میتوان به ساختگیبودن اکثر کشورهای غرب آسیا و سربرآوردن آنها از قراردادهای بعد از جنگ جهانی اول و بهتبع آن، عدم انطباق دولت با ملت اشاره کرد؛ بنابراین هم نقشه جغرافیایی و وضعیت مرزها و هم حکومت این کشورها، توسط قدرتهای خارجی شکل گرفت. عراق نیز به همین دلایل همواره با عدم تجانس قومی ـ مذهبی، سلطه همراه با سرکوب گروه اقلیت بر سایر گروهها و درنتیجه با تنش و بیثباتی مواجه بوده است. این مسأله را با این سؤال میتوان بررسی کرد که دولت ـ ملتسازی در عراق بعد از سقوط صدام با چه چالشها و آسیبهایی مواجه بوده است؟ فرضیه این است که چالشهای داخلی و خارجی مختلفی؛ مانند وجود شکافهای قومی، مذهبی و نژادی، عدم شکلگیری و تثبیت هویت ملی و مداخلات خارجی، باعث عدم دستیابی به دولت ـ ملتسازی موفق در عراق شده است. هدف پژوهش حاضر بررسی آسیبشناسانه روند دولت ـ ملتسازی در عراق بعد از سال 2003 بهمنظور ارائه راهکاری در این زمینه است. مقاله حاضر از نوع توصیفی ـ تبیینی است و اطلاعات و دادهها با روش کتابخانهای جمعآوری شده است. یافتهها نشان میدهد که بعد از سقوط صدام، اشباع سرزمینی، همبستگی و یکپارچگی ملی و ثبات سیاسی در عراق تأمین نشده است.