فرایند سیاستگذاری فرهنگی در نظام جرمانگاری ایران
نویسندگان
1 دانشآموخته دکتری تخصصی حقوق کیفری و جرمشناسی، دانشکده حقوق، دانشگاه شهید بهشتی؛
2 دانشآموخته دکتری تخصصی حقوق عمومی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران؛
doi
10.22034/mr.2021.3833.3877چکیده
سیاستگذاری فرهنگی بهعنوان بخش مهمی از فرایند سیاستگذاری عمومی درصدد به رسمیت شناختن و اعتلای فرهنگ در سطح جامعه است. بر این اساس، سیاستگذاران فرهنگی با اعمال سیاستهای هادی ـ ارشادی و الزامی ـ قانونی درصدد رشد مبانی فرهنگی برمیآیند. گرچه، جلوههای قانونی سیاستگذاری فرهنگی با قلمروهای مختلف حقوقی ارتباط برقرار میکند، اما توسل به حقوق کیفری جهت به رسمیت شناخته شدن سیاستهای فرهنگی ازسوی قانونگذار، مهمترین جلوه تعامل سیاستگذاری فرهنگی و نظام جرمانگاری است؛ زیرا در این بستر، حقوق کیفری از طریق ابزار سرکوبگر مجازات درصدد عرفیسازی رویههای فرهنگی مدنظر قانونگذار برمیآید. به همین دلیل، این پژوهش با روش توصیفی ـ تحلیلی و بهرهگیری از الگوهای کیفی، بهدنبال تبیین فرایند سیاستگذاری فرهنگی در نظام جرمانگاری ایران است. براساس یافتههای این پژوهش، در نظام کیفری ایران، جرمانگاری برخی خردهفرهنگهای گروههای اقلیتْ در تعارض با حقوق فرهنگی و مبانی کثرتگرایی فرهنگی است. در کنار آن، عدم جرمانگاری برخی رفتارهای تعرضآمیز نسبت به گروههای اقلیت در قالب اعمال سیاستهای پسرونده، چهره دیگری از نقص نظام کیفری ایران را در این قلمرو نشان میدهد. در مقام نتیجهگیری، بهنظر میرسد که نظام سیاسی متمرکز، وجود نگرشهای پدرسالارانه معرفتی در فرایند جرمانگاری و هژمونی نگرشهای محافظهکارانه، مهمترین دلایل کمتوجهی به فرهنگ در سیاستگذاری جنایی تقنینی ایران هستند.