بایسته های دیپلماسی رسانه ای جمهوری اسلامی ایران در چارچوب سیاست موازنه قوا در دوران پسابرجام

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری سیاستگذاری ,عمومی،گروه حقوق و علوم سیاسی،دانشکده علوم های همگرا،دانشگاه آزاد اسلامی ،واحد علوم و تحقیقات تهران

2 دانشیار گروه علوم سیاسی ،دانشکده حقوق و علوم سیاسی ،دانشگاه علامه طباطبایی،تهران ،ایران

doi
10.22034/bmsp.2021.297483.1586
چکیده

رشد سریع فناوری‌های ارتباطی، دولت‌ها را با این حقیقت رو‌به‌رو کرده که شکل جدیدی از دیپلماسی، در قالب دیپلماسی رسانه‌ای، وارد عرصة معادلات بین‌المللی شده است. در این دیدگاه، نسبت به دیپلماسی، رسانه ابزاری تلقی می‌شود که سیاستمداران با استفاده از آن، دیدگاه خود را محک می‌زنند و از رسانه، به عنوان ابزاری در جهت ارتقای منافع ملی استفاده می‌کنند. در این میان، اهمیت دیپلماسی رسانه‌ای برای جمهوری اسلامی ایران، در دوران پسابرجام و با در نظر گرفتن خروج آمریکا از برجام و اتخاذ راهبرد "رئالیسم تهاجمی" و اعمال " فشار حداکثری" بر ایران، دوچندان می‌شود. از این رو پژوهش حاضر، با استفاده از روش فراترکیب، در چارچوب نظریة همگرایی رسانه‌‌ها و با در نظر گرفتن ظرفیت رسانه‌ای موجود در ایران، این موضوع را بررسی می‌کند که چگونه جمهوری اسلامی ایران، با استفاده از ظرفیت‌های رسانه‌ای خود " سیاست موازنة قوا " را در پیش گیرد و در تغییر رویکرد جامعة بین‌المللی در قبال ایران مؤثر عمل کند. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد، جمهوری اسلامی ایران، باید با به کارگیری بازوهای رسانه‌ای و بازتعریف منافع ملی خود در شرایط جدید، و تمرکز بر دو حوزة محوری سیاست و افکار عمومی و توسعة همکاری‌های رسانه‌ای کشورهای همسو و هم‌پیمان، همچون چین و روسیه نسبت به ایجاد موازنة قوا در برابر آمریکا در عرصة منطقه‌ای و جهانی اقدام کند.