نقد بوطیقاجتماعی گذرگاههای ایران در سفرنامة فرانسوی ایران، کلده و شوش اثر ژن دیولافوآ
نویسندگان
1 گروه زبان فرانسه، دانشکده ادبیات، دانشگاه فردوسی مشهد و دانشگاه سوربن نوول-پاریس3، مشهد، ایران
2 گروه زبان فرانسه، دانشکده ادبیات، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران
doi
10.22059/jor.2022.331985.2217چکیده
قرن نوزدهم، در پی پیشرفتهای صنعتی در حوزة حملونقل، سیروسیاحت اروپائیان را به سرزمینهای شرقی تسهیل نمود. در اینمیان، ژن دیولافوآ، بانوی سیاح فرانسوی که با جامة مردانهاش همسو با جامعة مردسالار زمانش گردیده بود، از محدودة بازنمودهای اجتماعی پیشین خود گذر کرده و سفر دشواری را به همراه همسرش به ایران عصر ناصری آغاز میکند. در اینراستا، نقد بوطیقاجتماعی(سوسیوپوئتیک)، به منظور بررسی بازنمودهای اجتماعی به عنوان عناصر پویای آفرینش ادبی، برای نخستین بار در ایران معرفی میشود که به دلیل ماهیت بینارشتهای خود در حوزة ادبیات تطبیقی قرار میگیرد. از اینرو، با بهرهگیری از نقد حاضر، بازنمودهای اجتماعی دیولافوآ از گذرگاههای ایران و تأثیر بازنمودهای اجتماعی پیشین او بر نگارش سفرنامة ایران، کلده و شوش مورد بررسی قرار گرفته است. درواقع، گذرگاه را میتوان به مثابة محیط اجتماعی و عاملی در نوسان دانست. نتایج حاصل از تحقیق نشان میدهند که گذرگاهها نزد ژن دیولافوآ، بستر ایجاد مفاهیم متضادی نظیر یاس و امید در وصف ظلمت و روشنایی هستند که زندگی او را از یکنواختی پیش از سفرش دور میسازند.