روش تاریخنگاری علم و جامعه شناسی تاریخی علم میشل فوکو
نویسندگان
doi
10.30465/scs.2025.51716.3000چکیده
میشل فوکو محققی بسیار خوانده و آزاداندیش است، خواندههایش پراکنده و حوزهی تحقیقات و موضوع نوشتههای تاریخی وی گسترده است. فوکو از طرفی همعصر افول پایههای مدرنیته بود و از طرفی همعصر انقلاب در فیزیک (نسبیگرایی و کوانتوم) و روانشناسی بود. همعصری با این دو واقعه علمی و فلسفی کافی بود تا در ذهن فوکو جرقه طرح یک انقلاب درزمینه علوم اجتماعی و انسانی زده شود. بخش اعظم آثار نوآورانهی فوکو که باعث شهرت علمی وی شده است به مقوله تاریخ فکر و اندیشه تعلق دارد و چون روششناسی فوکو بهگونهای است که مدام در خلال آثار تاریخنگاریاش با اشاره بر جامعه آماری و نمونه آوری اجتماعی به روابط علّی متقابل میان علم و جامعه و همبستگی میان این دو میپردازد، بررسی روش تاریخنگاری علم فوکو به شکل تفکیکناپذیری با دیدگاههای فلسفی و جامعهشناسی تاریخی علم وی درآمیخته است. در این نوشتار با توصیف آثار تاریخ علمی فوکو و تحلیل گفتمانی آنها قصد داریم جایگاه پسامدرنی منظومه فکری فوکو را در تاریخنگاری علم و جامعهشناسی تاریخی علم نشان دهیم.