ناسازههای سیاستگذای فرهنگی در آموزش عالی ایران
نویسندگان
doi
10.30465/scs.2025.50069.2915چکیده
یکی از مهمترین چالشهای آموزش عالی ایران گسست میان تولیدکنندگان دانش و کاربران می باشد که نوعی ناهمگرایی در فرایند تصمیمسازی و تصمیمگیری در قلمرو فرهنگ دانشگاهی پدید آورده که موجب ققدان مدل مناسبی از سیاستگذاری در آموزش عالی ایران شده است. هدف این تحقیق ارائه توصیفی از ناسازههای سیاستهای فرهنگی آموزش عالی در حـال حاضـر است. به منظور شناسایی ارزشها، اولویتها و اهداف حاکم بر سیاستهای فرهنگی در دانشگاه ها، از روش تحلیل مضمون»و مراجعه به متنهایی که زیر بنای سیاستهای فرهنگی بوده و از حدود سی سال گذشته در این حوزه تولید شده، استفاده شده است. با توجه به سوال پژوهش، جستجوی مضامین ناسازواره، معطوف به یافتن ناسازههایی است که سبب ابهام، دوگانگی میشوند. یافتههای تحقیق نشان می دهد: ناسازههای موجود در اسناد را میتوان به دو ناسازه نظری و ناسازه کارکردی تقسیم نمود. ناسازه نظری به تناقضهای سیاستهای فرهنگی در درون خود سیاستها و محتوای آنها ارجاع دارد. از نظر محتوای درون اسناد ناسازههای نظری شامل: ناسازههای درون سندی، ناسازه میان اسناد و ناسازه کارکردی شناسایی شده در سه نوع قابل دسته بندی میباشند: ناسازه اهداف و ابزارها، ناسازه اسناد با نیازهای دانشجویان و ناسازه اسناد با انسان آکادمیک.