وقف، فضا و میدان قدرت:نقش وقف در بازتولید میدانهای دینی و سیاسی در تهران قاجاری
نویسندگان
doi
10.30465/scs.2026.54658.3162چکیده
چکیده پژوهش حاضر با هدف واکاوی سازوکارهای بازتولید رابطه «دین و دولت» در تهرانِ دوره قاجار، به مطالعه موردی سه محله «عودلاجان، دولت و ارگ» میپردازد. این محلات به دلیل همنشینی و تداخل مراکز قدرت سیاسی و نهادهای مذهبی، بهترین بستر برای تحلیل تعاملات میان دو میدان «دین» و «سیاست» هستند. پرسش اصلی پژوهش این است که «وقف» چگونه به عنوان یک متغیر مذهبی-فضایی، روابط قدرت را در سطح محله سازماندهی کرده و نظم فضایی موقوفات، چه نسبتی با تثبیت جایگاه کنشگران در این دو میدان دارد؟ در این راستا، با بهرهگیری از چارچوب نظری «میدان، سرمایه و کنش نمادین» بوردیو، وقف به مثابه سازوکاری برای توزیع منابع، مشروعیتبخشی و بازتنظیم جایگاه کنشگران تحلیل شده است. روششناسی پژوهش بر پایه ترکیب «تحلیل فضایی» (با تکیه بر نقشههای تاریخی) و «تحلیل گفتمانی» وقفنامهها استوار است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که وقف در تهران قاجاری، فراتر از یک کنش مذهبی، ابزاری استراتژیک برای مدیریت موازنه قدرت و چانهزنی میان نخبگان دینی و کارگزاران دولتی در فضای شهری بوده است.