«هستی وابسته» و ماهیت نجات از تناسخ در آیین بودای اولیه
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری دینپژوهی، دانشگاه ادیان و مذاهب، قم، ایران.
2 دانشیار گروه ادیان و عرفان، دانشگاه ادیان و مذاهب، قم، ایران.
3 استادیار گروه ادیان شرق، دانشگاه ادیان و مذاهب، قم، ایران.
doi
10.22034/jrr.2021.220579.1689چکیده
نظریه «هستی وابسته» (dependent origination) که با نامهای دیگری مانند «همزایی مشروط» و «زنجیر علّی» نیز معروف است، یکی از اصول هستیشناختی اساسی در متون مقدس آیین بودای اولیه است که ماهیت تناسخ یا سنساره را در این آیین تبیین میکند. تطبیق بخشی از حلقههای تشکیلدهنده «هستی وابسته» با پنج بخش تشکیلدهنده وجود انسان، در تعالیم بودایی باعث شد محققان، فرآیند سنساره در این آیین را با استفاده از تطبیق این دو نظریه تبیین کنند. گاهی معنای «هستی وابسته» قانون کلی علت و معلولی در جهان در نظر گرفته میشود و گاهی معنایش را فقط به عوامل و عناصر تشکیلدهنده چرخه سنساره محدود میکنند. در این نوشتار، پس از معرفی این آموزه، شکل دوازده حلقه این آموزه را با پنج بخش دلبستگی وجود انسان از نظر این آیین تطبیق میدهیم، و در نهایت در عمومیت این اصل تشکیک میکنیم و معنایش را در کلام بودا به توصیه عملی و اخلاقی سادهای محدود میکنیم که ناظر به عالم واقع نیست. همچنین، خواهیم گفت که عنصر «آگاهی/دانستگی» مهمترین و رمزیترین بخش زنجیر سنساره است که از طریق دانش مستقیم (فراشناخت) و تربیت معنوی کمال مییابد و سرانجام، چرخه سنساره را میشکند و باعث نجات شخص میشود.