مفهوم «روشن‌شدگی»: بررسی مقایسه‌ای دیدگاه هوئی‌ننگ و ابوسعید ابوالخیر

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری ادیان و عرفان، دانشگاه آزاد قم، قم، ایران

2 استادیار گروه ادیان و عرفان تطبیقی، دانشگاه ادیان و مذاهب، قم، ایران

3 دانشیار گروه ادیان و عرفان تطبیقی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم تحقیقات، تهران، ایران

doi
10.22034/jrr.2021.252520.1791
چکیده

همواره سنت‌هایی که در مجاورت هم بودند، به نحو طبیعی و البته غیرمستقیم، تأثیر و تأثر متقابل داشته‌اند. این موضوع درباره عرفان بودایی و تصوف اسلامی نیز صادق است، هرچند بسیاری از عناصر سلوک زاهدانه ذاتی است و اساساً شباهت‌های موجود به نفس زهد و ریاضت برمی‌گردد. اختلاف نظر بر سر مسئله روشن‌شدگی در مکتب چن/ذن باعث ایجاد دسته‌بندی میان رهروان و استادان این مکتب شده بود. گروهی به «روشن‌شدگی تدریجی» و گروه دیگر به «روشن‌شدگی آنی/ناگهانی» باور داشتند. شن‌سیو نماینده مکتب تدریجی و هوئی‌ننگ نماینده مکتب ناگهانی است. در مکتب خراسان اختلاف نظر صوفیان راجع به صحو و سکر باعث شد محققان، صوفیان این خطه را به دو گرایش اهل صحو و اهل سکر دسته‌بندی کنند. هدف این مقاله تأسیس پلی میان این دو سنت به منظور فهم عمیق‌تر آنها است. مشخصه ذن بودایی مفهوم «روشن‌شدگی» است و ویژگی خاص تصوف خراسان مسئله صحو و سکر است که این نوشته آنها را نه در برابر هم بلکه در کنار هم نشانده است تا میانشان گفت‌وگویی فراتاریخی برقرار کند. این مقاله با بهره‌گیری از روش توصیفی‌تحلیلی با رویکرد مقایسه‌ای گفتمان روشن‌شدگی در سنت ذن بودایی و صحو و سکر در تصوف خراسان را تحلیل، و وجوه اشتراک و افتراق این دو سنت را تبیین کرده است. میان این دو مکتب (چن یا ذن به روایت هوئی‌ننگ و روشن‌شدگی آنی با تصوف خراسان به روایت ابوسعید ابوالخیر و تأکیدش بر سکر و جذبه) با وجود تفاوت‌ها، شباهت‌های بسیار وجود دارد.