مطالعۀ تطبیقی جایگاه عقل در حقوق بینالملل اسلام و قید مارتنس در حقوق بینالملل بشردوستانه
نویسندگان
1 استادیار حقوق بینالملل عمومی، گروه حقوق، دانشکدۀ علوم انسانی، دانشگاه بوعلی سینا، همدان. ایران.
2 دانشجوی مقطع دکتری حقوق بینالملل عمومی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد همدان، همدان، ایران
doi
10.22059/jplsq.2025.372414.3482چکیده
عقل بهعنوان یکی از بارزترین ویژگیهای منفصلکنندۀ انسان از حیوان، همواره در حیات او از جایگاه ویژهای برخوردار بوده و بهعنوان منبعی در حقوق بینالملل اسلام جای گرفته است. قید مارتنز نیز بهعنوان یـک قاعدة عرفی در حقوق بینالملل بشردوستانه در مقدمۀ کنوانسیونهای ۱۸۹۹ و ۱۹۰۷م صلح لاهـه پذیرفته شده اسـت. پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی و به شیوۀ تطبیقی سعی دارد جایگاه عقل در حقوق بینالملل اسلام و قید مارتنز در حقوق بینالملل بشردوستانه را بررسی کند. با اینکه که عقل بهعنوان یکی از منابع استنباط احکام شرعی معرفی شده است، ولی نوع کاربرد آن مورد اختلاف است (مباحث اختلافی مکتب حقوق طبیعی و مکتب پوزیتیویسم). قید مارتنز نیز گامی در جهت شناسایی اصول انسانی که مبتنی بر ندای وجدان عمومی نوع بشر هستند، برداشته است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که دو مفهوم عقل و قید مارتنز در حقوق بینالملل از حیث استناد در یک جایگاه قرار دارند و بهعنوان قواعدی عرفی محسوب میشوند که هم در اسلام و هم در حقوق بینالملل بشردوستانه به آنها استناد میشود.