ارزیابی اجرای مواد 16 و 17 قانون رفع موانع تولید رقابتپذیر در عمل بر اساس روش ارزیابی تأثیرات قانون
نویسندگان
1 دبیر اندیشکدۀ حقوق بانکی و دانشجوی مقطع دکتری حقوق عمومی دانشگاه امام صادق(ع)؛ تهران، ایران
2 دانشیار گروه حقوق عمومی و بینالملل دانشکدۀ معارف اسلامی و حقوق، دانشگاه امام صادق(ع)؛ تهران، ایران
doi
10.22059/jplsq.2025.389722.3683چکیده
با اینکه بانکها در نظام اقتصادی بهعنوان محملی برای عملیات پولی در سطح ملی و بینالمللی طراحی شدند، به دلایل مختلفی چون نرخ بهرۀ واقعی منفی، به اعمال سودده دیگری روی آوردند که عرف از آن تحت عنوان بنگاهداری، سرمایهگذاری یا مشارکت حقوقی بانکی یاد میکند. هرچند این معضل در ایران نیز به طرز چشمگیری شیوع پیدا کرد، نهاد قانونگذاری طی مواجههای دیرهنگام، بهعنوان اولین اقدام، مواد 16 و 17 قانون رفع موانع تولید را تصویب کرد که علیرغم گذشت قریب یک دهه از تصویب آن، نهتنها نتوانسته است معضل بنگاهداری بانکها را حل کند، بلکه به تصویب مادۀ 8 قانون برنامۀ هفتم توسعه با رویکردهای مشدد منجر شد. بر این اساس، فرضیۀ پژوهش آن است که مواد ۱۶ و ۱۷ قانون رفع موانع تولید رقابتپذیر به دلایل متعدد از جمله عدم درک مناسب قانونگذار از مسئله و نگارش ناکارای قانون (تدوین ضعیف متن قانون، نامنسجم بودن قانون، استثناگذاری قابل سوءاستفاده برای همیشه، عدم بیان مصادیق، فقدان قابلیت راستیآزمایی، مقرراتگذاری سهلانگارانه و غیرمتناسب با هدف ناشی از تعارض منافع و مواردی از این دست)، نتوانسته تنظیمگری شایستهای در خصوص مسئله صورت دهد. در راستای اثبات این فرضیه، نگارندگان مقالۀ حاضر سعی دارند از رهگذر تعریف اجمالی بنگاهداری بانکها و ابعاد مختلف آن بهصورت مختصر و با روش توصیفی-تحلیلی مبتنی بر ارزیابی تأثیرات قانون در مرحلۀ پسینی، به ارزیابی علل حقوقی ناکارامدی مواد 16 و 17 قانون رفع موانع تولید بپردازند. بررسیهای این پژوهش نشان از موضع منفی افراطی مواد مزبور نسبت به مسئلۀ بنگاهداری بانکها و تأیید فرضیۀ مزبور دارد.