تحلیل سیاست های امریکا علیه جمهوری اسلامی ایران براساس نظریه نئوگرامشی

نویسندگان

1 استادیار روابط بین‌الملل دانشگاه فارابی، تهران، ایران

doi
چکیده

روابط جمهوری اسلامی ایران و امریکا در طول دهه­های گذشته یکی از پیچیده­ترین و درعین‌حال حساس­ترین روابط دو کشور در نظام بین­الملل بوده است. الگوی رفتاری این دو کشور درقبال همدیگر مبتنی‌بر تعارض و تخاصم بوده که با انعقاد توافق برجام، انتظار می­رفت این مدل می­تواند الگویی برای حل‌وفصل مسالمت­آمیز سایر موضوعات اختلافی دیگر ما بین امریکا و ایران مورد استفاده قرار گیرد، اما برخلاف تصور برخی تحلیل­گران، امریکا به‌صورت یکجانبه از توافق خارج شد و نشان داد که الگوی رفتاری تعارضی آن کشور درقبال ایران کماکان ادامه داشته و تعدیلی در الگوی رفتاری صورت نگرفته است. بنابراین، این مقاله با استفاده از نظریه هژمونی نئوگرامشیسم و مبتنی‌بر روش توصیفی - تحلیلی و با استفاده از منابع اینترنتی و کتابخانه ای درصدد پاسخ به این سؤال است که سیاست­های امریکا درقبال جمهوری اسلامی ایران براساس نظریه نئوگرامشی چگونه قابل تبیین است؟ در پاسخ به این سؤال فرضیه­ای به این صورت طرح می­شود که سیاست­های امریکا درقبال جمهوری اسلامی ایران مبتنی‌بر نظریه نئوگرامشی­ها شامل؛ ایده­سازی علیه ایران با هدف مشروعیت­زدایی از آن؛ دیپلماسی اجبار و همچنین مشروعیت­‌بخشی فشار علیه ایران ازطریق نهادهای بین­المللی بوده است.