درآمدی بر اخلاق‌باور در نظام عدالت کیفری

نویسندگان

1 استاد گروه حقوق کیفری و جرم‌شناسی، دانشکده حقوق، الهیات و علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

2 استادیار گروه حقوق کیفری و جرم‌شناسی، دانشکده حقوق، الهیات و علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

3 دانشیار گروه حقوق کیفری و جرم‌شناسی، دانشکده حقوق، الهیات و علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

4 دانش‌آموخته دکتری حقوق کیفری و جرم‌شناسی، دانشکده حقوق، الهیات و علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

doi
10.22034/mr.2021.3893.3924
چکیده

در این مقاله با نظر به معنای عام اخلاق با اتخاذ روش توصیفی - تحلیلی، بهره‌گیری از ابزار کتابخانه‌ای و مطالعه میان‌رشته‌ای، ابتدا تبیین «اندیشه و باور» و ارتباط آن با اخلاق عدالت کیفری و نیز کاربرد آن در برخی ارکان نظام عدالت کیفری از نظر گذرانده می‌شود؛ سپس با تأکید بر قرائتی نوین از نظریه اخلاق باور ویلیام کینگدن کلیفورد و نیز برخی مفاهیم اخلاقی از قبیل مسئولیت عقلانی و خودفریبی؛ به نقد مبانی فکری، معرفتی و باورهای برخی ارکان نظام عدالت کیفری و همچنین توسعه و پیشرفت منطق اخلاقی ایشان در کاربرد این مهم در مسائل مرتبط پرداخته می‌شود. با این توضیح که نگارندگان در نهادهای تصمیم‌گیرنده و به‌خصوص حرفه‌های مهمی مانند قانونگذاری و دادرسی قائل بر این نظر هستیم که صاحب‌منصبان این حرفه‌ها، از نظر اخلاقی مسئول‌اند که احتیاط و نقادی، در مقام باور مبتنی‌بر دلیل قابل توجیه و به تبع تصمیم‌گیری را رعایت کنند و با توجه به واقعیت‌ها در پی حقیقت و اتخاذ تصمیم مناسب و درست باشند؛ زیرا مسئول‌اند ادله حداکثری و واقعی‌تری بیابند و تصمیم‌گیری‌ها و قضاوت‌های آگاهانه‌تری داشته باشند تا به باور درست نائل شوند و همچنین باید بین باور و دلیل مدنظرشان نسبتی منطقی و عقلانی برقرار باشد. معیار و منطق مدنظر نگارندگان در ارزیابی اخلاق باور، منطق فازی است.