جاریسازی نوآوری اجتماعی در اسناد کلان سیاستی جهت ارتقای مشارکت اجتماعی در علم و فناوری (مطالعه موردی سند تحول راهبردی علم و فناوری)
نویسندگان
1 استادیار گروه سیاستگذاری علم و فناوری، دانشگاه شهید بهشتی
2 دانشآموخته دکتری سیاستگذاری علم و فناوری، دانشگاه مازندران
3 استادیار گروه سیاستگذاری علم و فناوری، دانشگاه شهید بهشتی
doi
10.22034/mr.2021.3938.3959چکیده
بهدلیل ناکارآمدی شیوههای مشارکت عموم در علم؛ گفتمان سیاست علمی معاصر در پی مدلهای نوآورانه برای افزایش مشارکت عمومی و همکاری میانبخشی توسط دولتها و مردم است و در این بین شیوههای مبتنیبر نوآوری اجتماعی میتواند به شیوههای جذابتر، مشارکت شهروندان را افزایش دهد. بنابراین پژوهش حاضر به دنبال «جاریسازی نوآوری اجتماعی جهت افزایش مشارکت اجتماعی در سند تحول راهبردی علم و فناوری کشور» است که در سه مرحله مطالعاتی توصیف، چالشیابی و ارائه راهکار انجام میشود. ازاینرو ابتدا پس از مصاحبه با خبرگان و بهکارگیری روش تحلیل مضمون و دلفی فازی، چارچوب مشارکت اجتماعی در علم و فناوری در متن اسناد بالادستی استخراج میشود. در مرحله دوم متن سند با توجه به چارچوب مستخرج و بهکارگیری روش تحلیل محتوای کمّی ارزیابی میشود. در انتها نیز با پیمایش نظرهای خبرگان، راهکارهای مبتنی نوآوری اجتماعی برای رفع چالشها شناسایی میشود. ابعاد ناظر بر سنجش مشارکت اجتماعی در اسناد بالادستی عبارتند از: اشاره مشارکت مستقیم به مشارکت اجتماعی، اشاره غیرمستقیم به مشارکت اجتماعی، اهدافی که به وسیله مشارکت اجتماعی پیگیری میشوند، ابزار تحقق مشارکت اجتماعی و ذینفعان مشارکت اجتماعی. نتایج چالشیابی نشان داد به بسیاری از مؤلفههای مشارکت اجتماعی در علم و فناوری در این سند به اندازه کافی توجه نشده است. در نهایت نیز 25 راهکار مبتنیبر نوآوری اجتماعی برای رفع چالشها استخراج شد. براساس نتایج پژوهش حاضر یکی از اولویتهای اصلی سند تحول راهبردی، باید ارتقای آگاهی افراد و در نتیجه مشارکت اجتماعی در علم و فناوری باشد که پژوهشهای متعدد به نوآوری اجتماعی بهعنوان یکی از راههای دستیابی این مهم اشاره میکنند. نقش نوآوری اجتماعی در این پژوهش این بود که از طریق ایجاد و تقویت راههای جدید فکر کردن در خصوص روابط و مشارکت، مشارکت اجتماعی در علم و فناوری را بهبود بخشد.