کارکرد ناسیونالیسم ایرانی برمبنای نظریه برساختگرایی (مورد مطالعه مناطق آذری نشین)
نویسندگان
1 دانشیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد زنجان
2 استادیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد زنجان
3 دانشگاه افسری امام حسین علیهالسلام، دانشکده پیامبر اکرم صلی اله علیه و آله و سلم
doi
چکیده
گرچه منشاء غربی بودن ناسیونالیسم را قرنهای اخیر تأکید میکنند، لیکن در تعاملات اجتماعی حس ناسیونالیستی بین افراد از گذشتههای دور وجود داشته است و اساساً فرهنگی است. ناسیونالیسم با رویکرد منفی و مثبت قابل طرح است. این پژوهش با رویکرد و نگرش مثبت، با روش توصیفی – تحلیلی و گردآوری کتابخانهای به بررسی کارکردهای ناسیونالیسم ایرانی در مناطق آذرینشین پرداخته است. زبان، سرزمین و فرهنگ مشترک و یا احساس تعلق داشتن به یک جامعه و امثال آن همواره بهعنوان نیروی محرکه و تأثیرگذار بر تقویت و توسعه بُعد مثبت ناسیونالیسم بوده است. پروژه رضاشاهی تلاش میکرد تا ارزشهای باستانی ایران پیش از اسلام را دوباره احیا کند. تلفیق ایدئولوژی و اعتقادات مذهبی با ناسیونالیسم ایرانی در مناطق آذرینشین قابلیت و کارکردهای متفاوتی را نسبت به سایر جوامع برساخت که با رویکرد دین ستیزانه آن همخوانی ندارد. ابراز تنفر از بیگانگان، مقابله با اشغالگری، عدم حمایت از غائلة آذربایجان و پیشهوری، مخالفت با توافق روس و انگلیس، تشکیل جنبشهای اجتماعی، مقاومت با اشغالگران، موضعگیری نسبت به دستگیری امام خمینی(ره)، مخالفت با لایجة انجمنهای ایالتی و ولایتی، پیشتازی در پیوستن به نهضت ملی مصدق، پیشتازی در همراهی با انقلاب اسلامی از جمله کارکردهای ناسیونالیسم ایرانی بوده که در نتیجه آموزش، تعاملات رفتاری، فرهنگی، ارتباطات اجتماعی و کنش متقابل بینالاذهانی افراد جوامع برساخته شده است. یافتههای پژوهش نیز حاکی از برساختهشدن ابعاد مثبت ناسیونالیسم در مناطق آذرینشین میباشد. بهنحوی که در برابر استبداد داخلی شکل ضد استبدادی به خود گرفت و با تمرکز بر حفظ یکپارچگی و هویت ایرانی برساخته شد.