سنخ‌شناسی تعارض منافع کارگزاران دولتی: پهنه‌کاوی مطالعات تعارض منافع در بخش دولتی

نویسندگان

1 استادیار گروه مدیریت دولتی، دانشکده مدیریت دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران.

2 استادیار گروه مدیریت دولتی، دانشکده مدیریت دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران.

3 دانشجوی دکتری مدیریت دولتی، دانشکده مدیریت دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران.

4 استادیار گروه مدیریت دولتی، دانشکده مدیریت دانشگاه تهران، تهران، ایران

doi
10.22034/jipas.2022.315287.1289
چکیده

تعارض منافع مرکز ثقل بسیاری از جرائم اقتصادی است. برای مدیریت تعارض منافع، نخستین قدم ارائه تعریف دقیقی از این مفهوم است. پژوهش حاضر با بهره جستن از روش پهنه‌کاوی سعی بر آن دارد تا تعاریف متعدد مطالعات صورت گرفته در این حوزه را ترکیب کند. ابزار گردآوری داده‌ها مراجعه به مطالعات تعارض منافع در حرفه مدیریت دولتی بوده است. ابزار تحلیل داده‌ها در وهله اول تعیین شاخص‌های کیفی برای ارزیابی مطالعات و در وهله دوم تحلیل محتوای جهت‌دار بوده است. یافته‌های پژوهش بیانگر وجود چهار گونه تعارض منافع برای یک کارگزار دولتی است: منفعت مالی کارگزار دولتی، منفعت غیرمالی کارگزار دولتی، منفعت مالی اطرافیان و منفعت غیرمالی اطرافیان. مادامی که صرفاً به منفعت مالی کارگزار دولتی توجه شود، بررسی سایر گونه‌های ذکرشده در سیستم قانون‌گذاری، اصلاحات و نظارت‌های ساختاری مورد غفلت قرار می‌گیرد. در صورتی که سیستم قانون‌گذاری یا اصلاحات و نظارت ساختاری به موقعیت‌های مالی کارگزار دولتی توجه کند، بیش از نیمی از موقعیت‌های تعارض منافع کارگزار دولتی به دست فراموشی سپرده می‌شود. مدیریت تعارض منافع زمانی در ریل‌گذاری مناسب قرار می‌گیرد که تعریف جامع و مانعی از آن ارائه گردد؛ مسئله‌ای که هسته مرکزی پژوهش حاضر را شکل داده است.