تحول در سیاست منطقه ای امارات متحده عربی؛ رهیافت محمد بن زاید

نویسندگان

1 کاندیدای دکترای روابط بین‌الملل، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه گیلان، رشت، ایران.

2 نویسنده مسئول: دانشجوی دکتری روابط بین الملل، دانشگاه تهران، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، تهران، ایران

doi
چکیده

در سال‌های اخیر روند انتقال موقعیت منطقه­ای امارات از یک قدرت کوچک به بازیگری دارای نقش   منطقه­ای ویژه با سرعت بیشتری طی شده است. این امر به­طور همزمان از عوامل داخلی ازجمله روی کار آمدن نسل جدید رهبران عمل­گرا و توسعه­گرا و عوامل منطقه­ای و بین­المللی به­ویژه روابط پنهانی ابوظبی با رژیم صهیونیستی، و تقویت اتحاد راهبردی با امریکا ناشی می­شود. امارات طرح منطقه­ای خود را در قالب تحرکات جدید در حوزة ژئوپولیتیکی غرب آسیا و شمال آفریقا سازمان­دهی و تعقیب کرده است. محمد بن زاید به‌عنوان نماد نسل جدید رهبران امارات از زمان رسیدن به مسند قدرت نوعی تغییر در سیاست   منطقه­ای امارات به­وجود آورده است. امارات تحت ریاست محمد بن ­زاید سیاست خارجی مداخله­گرایانه­ای را در پیش گرفته که هدف آن طرح ابوظبی به­عنوان یک قدرت منطقه­ای است. پرسش اصلی پژوهش این است که الگوی ذهنی ـ ادراکی محمد بن ­زاید چه تأثیراتی بر تحول سیاست منطقه­ای امارات داشته است؟   یافته­های مقاله بر مبنای گزاره­های نظری واقع­گرایی نوکلاسیک نشان می­دهد که ادراک تهدیدآمیز محمد بن­ زاید از اسلام سیاسی که با سیطرة ابوظبی بر سیاست امنیتی و اقتصادی امارات و به حاشیه رانده‌شدن دوبی، شارجه و فجیره همراه شده، ضمن شکل­دهی به هویت و ترجیحات امارات زمینه­ساز تلاش این امیرنشین برای ایفای نقش منطقه­ای جدید و مبتنی بر حضور فعال در بحران­های منطقه­ای شده است. روش پژوهش در این مقاله از نوع تبیینی است و اطلاعات مورد نیاز نیز به روش کتابخانه­ای و استفاده از منابع اینترنتی گردآوری می­شود.