آموزۀ اضطرارگرایی و نقش آن در مدیریت بحران‌های کرونایی؛ با تأکید بر قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری حقوق عمومی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه علامه طباطبایی (ره)، تهران، ایران.

2 استادیار گروه مدیریت و کارآفرینی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه کاشان، کاشان، ایران.

3 دکتری روابط بین‌الملل، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه گیلان، گیلان، ایران.

doi
10.22034/jipas.2022.317837.1304
چکیده

اگرچه امروزه، به این ادعا که «در عصر حق‌ زندگی می‌کنیم» با دیدۀ تردید نگریسته شده است و ضرورت حفظ «نظم عمومی» و پیشگیری از اقدامات مغایر با آن جایگاهی رفیع پیدا کرده است همچنان خطر تمسّک به آموزۀ «اضطرارگرایی» به‌منظور توجیه «قدرت» به‌جای «اقتدار» از یک‌سو و نیز نارسایی و ناکارآمدی آن در عرصۀ عمل و به‌ویژه در بحبوحۀ بحران‌های بشری از جمله «همه‌گیری کرونا» و مآلاً بایسته‌های «مدیریت بحرانِ» ناشی از آن از سوی دیگر، قابل ملاحظه بوده و از این‌رو، اهمیّت توجیه اصل ‌بودن اضطرارگرایی به‌جای ایدۀ «حق چون برگ برنده» را دوچندان کرده است. رویکرد این پژوهش از نوع میان‌رشته‌ایِ حقوقی-مدیریتی، شیوۀ گردآوری اطلاعات کتابخانه‌ای و روش تجزیه و تحلیل داده‌ها از نوع کیفی و هنجاری است. بر این اساس، پرسش اصلی در این مقاله آن است که آموزۀ اضطرارگرایی حاکم بر قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران چه نقشی در تنظیم و فائق‌آمدن بر اَبَربحران‌های بشر معاصر و به‌طور خاص همه‌گیری کرونا داشته است؟ نتایج مقاله نشان می‌دهد تفوق آموزۀ اضطرارگرایی بر حق‌مداری در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران بر خلاف رویکرد تطبیقی نه‌تنها تأثیری در مدیریت یا تقلیل نتایج زیان‌بار چنین بحران‌هایی نداشته، بلکه موجب تشدید آشفتگی در صلاحیت‌ها بوده است و بر این اساس، لزوم بازشناسی و بازنگری در آن را ناگریز و ناگزیر می‌کند.