تأثیر اندیشکده های امریکایی بر سیاست خارجی دولت ترامپ در قبال حضور منطقه ای ایران

نویسندگان

1 استادیار رشتۀ مطالعات منطقه‌ای دانشگاه تهران، تهران، ایران

2 نویسندۀ مسئول: دانشجوی دکتری مطالعات امریکا

doi
چکیده

اندیشکده­ها در امریکا در کنار رسانه‌ها به قوۀ چهارم معروف هستند. این اندیشکده­ها با برخورداری از کارشناسانی نخبه و صاحب­تجربه در امور سیاست­گذاری، با نفوذ و تأثیر فزاینده­ای که بر تعیین دستور­کار سیاست­ها، به­ویژه سیاست خارجی دارند، به یکی از متغیرهای تأثیر­گذار در تصمیم­گیری این دولت تبدیل شده‌اند. یکی از حوزه­های مورد­علاقه این اندیشکده­ها، سیاست خارجی غرب­آسیای امریکا است که طی چند دهۀ گذشته و با وقوع تحولاتی چون انقلاب اسلامی ایران، شکل­گیری جبهۀ مقاومت و تقویت گروه­های مبارز در مقابل رژیم صهیونیستی، از اولویت بالایی برخوردار شده­اند. سیاست­های منطقه‌ای یا به­تعبیر این اندیشکده­ها، نفوذ منطقه‌ای ایران در حال حاضر به مسئله­ای تبدیل شده که اندیشکده‌های امریکایی با ارائۀ راهکارهای گوناگون درصدد کنترل و محدود­سازی آن هستند؛ به این ترتیب، سؤال اصلی مقاله عبارت است از: اندیشکده­های امریکایی چه سیاست­هایی را در قبال نقش منطقه­ای ایران پیشنهاد نموده­اند و چه تأثیری بر سیاست خارجی این کشور داشته­اند؟ و فرضیۀ پیشنهادی این است در حالی که تعدادی از اندیشکده­های امریکایی در قبال فعالیت­های منطقه­ای ایران سیاست تعامل با ایران را پیشنهاد می‌کنند، اما عمدتاً خواهان اتخاذ سیاست مهار بوده­اند؛ ضمن اینکه سیاست تغییر رژیم ایران نیز در میان برخی از نویسندگان اندیشکده‌های امریکایی طرفدارانی دارد. پژوهش حاضر به­روش توصیفی ـ تحلیلی و مبتنی بر مطالعات کتابخانه­ای انجام شده است.