تحلیل جامعهشناختی نقـش برجستـه های ساسانی از مـنظـر بـدن منـدی مطالعه ی موردی: نقش برجسته های شاپور اول
نویسندگان
1
2
doi
چکیده
بدن فرد به مثابهی قلمرویی کوچک در جهان است که فقط متعلق به خود شخص است. انسان فقط به واسطهی وجود داشتن به صورت جسمانی است که میتواند در عالم حضور داشته باشد. بدنمندی یا تجربهی جسمی و ذهنی هستی، شرط ارتباط ما با جهان پیرامون است؛ اما هنگامی که از یک شاه (شاپور اول) صحبت میکنیم، باید بدانیم که نمیتوان بدن شاه را بدنی هم-چون بدن سایر مردم به حساب آورد؛ چرا که شاهان دارای دو بدن هستند؛ بدن جسمانی و بدن نمادین. بدن جسمی شاه بعد از مرگ او از بین میرود و در خاک میرود، اما بدن نمادین او پس از مرگ بدن جسمیاش، کماکان به زندگی خود ادامه خواهد داد. پی بردن به این مسأله از طریق خوانش بدنمندانهی تصاویر شاه امکانپذیر است. به دو شیوه میتوان مدارک باستانشناسی را از منظر بدنمندی مطالعه کرد؛ اول این که به بدنها به مثابهی «صحنهی نمایش» بنگریم که در آنها مفاهیم اجتماعی ثبت شده و روابط قدرت به نمایش گذاشته شده است؛ دوم، با رویکردی پدیدارشناسانه، بدن را به عنوان یک شئ و بخشی از جهان مادی تفسیر کنیم. در این پژوهش از خلال بررسی بدنمندانهی نقشبرجستههای متعلق به شاپور اول و خوانش حالات رفتاری او در این نقشها، به تعریف و تفسیر دو بدن شاه خواهیم پرداخت و این مسأله را که «بدن دوم شاه چگونه به وجود میآید» نیز بررسی خواهیم کرد.