مطالعه مورفولوژی و مورفومتری گردنرحم درمیشهای نژاد شال و افشاری
نویسندگان
1 گروه علوم پایه، دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 گروه مامایی و بیماریهای تولیدمثل، دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران، تهران، ایران
3 گروه علوم پایه، دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران، تهران، ایران
4 گروه علوم پایه، دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران، تهران، ایران
5 گروه علوم پایه، دانشکده دامپزشکی دانشگاه شهید باهنرکرمان، کرمان، ایران
doi
10.22092/vj.2021.352372.1789چکیده
آگاهی از آناتومی گردنرحم به منظور افزایش کارآیی تلقیح مصنوعی از طریق گردنرحم بسیار مهم است. هدف این مطالعه شناسایی مورفولوژی و مورفومتری گردنرحم در گوسفندان نژاد شال و افشاری بود. 200 نمونه بر اساس شکل ظاهری، آرایش چینها و درجهبندی گردنرحم بررسی گردید سپس قالب سیلیکونی تهیه و ارتفاع چینها، فاصله دهانه خارجی گردنرحم تا اولین چین و فاصله بین چینها اندازهگیری شد. در بررسی شکل دهانه خارجی گردنرحم بین دو نژاد، تفاوت معنیدار بود (001/0> P). در نژاد افشاری نوع پاپیلا با ۳۲٪ و در نژاد شال نوع منقاراردکی با ۳۸٪ ، بیشترین فراوانی در شکل دهانه خارجی گردنرحم را داشتند. فراوانی (درصد) درجه گردنرحم در نژاد افشاری بهترتیب درجه 1 (17%)، درجه 2 (47%) و درجه 3 (38%) و در نژاد شال نیز بهترتیب درجه 1 (21%)، درجه 2 (47%) و درجه 3 (32%) بود. هیچکدام از متغیرهای فاز تخمدانی، گروه سنی (بره میش/بالغ)، نژاد و برهمکنش این فاکتورها با هم، تاثیر بر روی تعداد چین نداشتند. فاز تخمدانی بر روی قطر گردن رحم و فاصله دهانه تا اولین چین و اثر سن بر روی طول و قطر گردن رحم، ارتفاع چین ها، فاصله دهانه تا اولین چین و فاصله بین چین ها معنی دار بودند (05/0> P). نژاد نیز بر قطر گردن رحم، فاصله دهانه تا اولین چین و فاصله بین چین ها موثر بود (05/0> P). با شناخت دقیق ساختار گردنرحم میشهای نژاد شال و افشاری، شاید بتوان گامی موثر در اجرای تلقیح مصنوعی موفق از طریق گردنرحم برداشت.