بررسی تاثیر مصرف بولوس کلسیم خوراکی پس از زایش درگاوهای شیرده شکم دو: سلامت و عملکرد تولیدی و تولید مثلی گاوهای شیرده هلشتاین
نویسندگان
1 هلدینگ کشاورزی و دامپروری فردوس پارس، شرکت کشاورزی و دامپروری فجر، اصفهان، ایران
2 هلدینگ کشاورزی و دامپروری فردوس پارس، شرکت کشاورزی و دامپروری فجر، اصفهان، ایران
3 هلدینگ کشاورزی و دامپروری فردوس پارس، شرکت کشاورزی و دامپروری فجر، اصفهان، ایران
4 هلدینگ کشاورزی و دامپروری فردوس پارس، شرکت کشاورزی و دامپروری فجر، اصفهان، ایران
doi
10.22092/vj.2021.354011.1833چکیده
در این مطالعه مصرف بولوس کلسیم خوراکی در دوره پس از زایش بر عملکرد تولیدی و ترکیب شیر، سلامت دام و برخی شاخصهای تولیدمثلی بر روی گاوهای شکم دو صورت گرفت. بدین منظور 42 رأس گاو شیرده هلشتاین گزینش شده و به دو گروه کنترل (21 رأس، بدون مصرف بولوس کلسیم) و گروه درمان (21 رأس، 43 گرم بولوس کلسیم خوراکی بلافاصله پس از زایش) تقسیم شدند. نتایج نشان داد که تولید و ترکیب شیر(چربی و پروتئین) و همچنین میزان مقادیر شمارش سلولهای سوماتیک شیر تحت تاثیر تیمار آزمایشی بولوس کلسیم قرار نگرفت (05/0 <P). وقوع بیماریهای قریبالوقوع در این دسته از گاوها از قبیل متریت، جفتماندگی و برگشتگی شیردان در گروه آزمایشی نسبت به دامهایی که بولوس کلسیمی مصرف نکرده بودند کمتر بود (نسبت شانس (OR)=13/0). همچنین شایان ذکر است که در مورد شاخصهای تولید مثلی، میانگین روزهای باز در گروه تیمار درمان در مقایسه با تیمار شاهد کاهش پیدا کرد اما به لحاظ آماری معنیدار نشد. در مورد نمره وضعیت بدنی در زمان تلقیح در گروه تیمار شاهد و درمان تفاوتی مشاهده نگردید (05/0 <P) و میانگین تعداد تلقیح به ازای آبستنی در گروه تیمار درمان در مقایسه با تیمار شاهد معنیدار نبود (05/0 >P). بطور کلی میتوان با مدیریت تغذیه مناسب در دوره خشکی از قبیل تبادل منفی کاتیون-آنیون جیره (DCAD)، بدون مصرف بولوس کلسیمی در دوره انتقال، سلامت و عملکرد تولیدی و تولیدمثلی گاوهای شکم دو را بخوبی مدیریت کرده و همچنین از افزایش هزینهها جلوگیری به عمل آورد.