راهبردها و ابزارهای جنگ شناختی در بستر انتخابات

نویسندگان

1 استادیار گروه روابط بین‌الملل، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران

2 دانشجوی دکتری روابط بین‌الملل، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران. تهران. ایران

doi
10.22034/amn.2026.401
چکیده

صندوق‌های رأی، روزگاری نماد امید و مشارکت مردمی بودند، اما امروز در بسیاری از کشورها به میدان نبردی پنهان بدل شده‌اند؛ نبردی که نه با سلاح که با ادراک، باور و روایت پیش می‌رود. کشورهای مستقل از غرب، به‌ویژه آن‌هایی که مسیری متفاوت از نظم جهانی تحت رهبری آمریکا برگزیده‌اند، همواره با اتهاماتی مانند فساد، ناکارآمدی و عدم مشروعیت روبه‌رو می‌شوند. در این میان، فرایندهای انتخاباتی آن‌ها بیش‌ازپیش هدف حملات رسانه‌ای و شناختی قرارگرفته و نتایج آن را نامعتبر جلوه می‌دهند. در این کشورها، انتخابات نه صرفاً یک رویداد سیاسی، بلکه فرصتی استراتژیک برای بازیگران خارجی به شمار می‌رود. جنگ شناختی به‌عنوان میدان نبرد ذهن، مجموعه‌ای از استراتژی‌ها و اقداماتی را شامل می‌شود که با هدف شکل‌دهی به ادراکات، باورها و رفتارهای جامعه به کار می‌روند. در عصر اطلاعات و ارتباطات، جنگ شناختی می‌تواند تأثیرات عمیق و گسترده‌ای بر سرنوشت سیاسی کشورها داشته باشد؛ بنابراین سؤال اصلی پژوهش فوق این است که جنگ شناختی در بستر فرایندهای انتخاباتی از چه راهبردها و ابزارهایی بهره می‌برد؟ در همین ارتباط، با بهره‌گیری از رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمون و همچنین استفاده از مصاحبه نیمه‌ساختاریافته با 11 نفر از نخبگان دانشگاهی در حوزه‌های روابط بین‌الملل، علوم سیاسی، امنیت و رسانه به روش گوله‌برفی، بر آن شدیم تا راهبردها و ابزارهای جنگ شناختی در رقابت‌های انتخاباتی را مورد تجزیه – تحلیل قرار دهیم. در این پژوهش، تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار مکس‌کیودا و کدگذاری صورت پذیرفت. سنجش اعتبار تحلیل از ضریب پایایی هولْستی و روایی آن از طریق تحلیل و بازبینی توسط افراد مطلع و کثرت‌گرایی و تحلیل و بازبینی توسط مشارکت‌کنندگان تأیید شد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد کنشگران جنگ شناختی با دو هدف اصلی بی‌ثبات‌سازی و تأثیرگذاری، اقدام به راهبردهایی چون قطبی‌سازی جامعه، بی‌اعتبارسازی دولت و نهادهای انتخاباتی، برهم زدن اجماع بازندگان، ایجاد شکاف اجتماعی، کاهش مشارکت، القای عدم مشروعیت انتخابات، هدایت افکار عمومی و تأثیر بر تصمیمات سیاسی می‌نمایند. این راهبردها از طریق استفاده از اطلاعات نادرست، گمراه‌کننده و زیان‌بار تقویت می‌شوند و می‌توانند به تضعیف سرمایه اجتماعی و مشروعیت انتخاباتی خصوصاً در دموکراسی‌های مستقل از غرب بینجامند.