تحلیل ارتباط منطقی میان بایدها و هست‌های قرآن کریم و نقش مبنایی آن در غنا و کمال علوم انسانی قرآن‌بنیان

نویسندگان

1 استادیار گروه قرآن و حدیث دانشگاه معارف اسلامی قم. ایران.

2 دانشیار گروه تفسیر و علوم قرآن، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، قم، ایران.

3 دانشجوی دکتری مدرسی معارف اسلامی، گرایش قرآن و متون اسلامی دانشگاه معارف اسلامی قم. ایران.

doi
10.22034/qabasat.2026.735048
چکیده

ارتباط «باید» و «هست» پیوسته از چالشی‌ترین مسائل در حیطه فلسفه اخلاق بوده است. باید دید آیا میان نیست‌ها و هست‌های قرآن کریم و نبایدها و بایدهای آن نیز ارتباطی دیده می‌شود یا خیر؟ درحقیقت جملات اخباری از نیست و هست تکلّم نموده و جملات انشایی از نباید و باید صحبت کرده است. در این نوشتار برآن‌ایم با روش توصیفی-تحلیلی و مطالعه کتابخانه‌ای، نقش مبنایی ارتباط منطقی میان «باید» و «هست»های قرآن کریم را در غنا و کمال علوم انسانی قرآن‌بنیان بررسی کنیم. از دستاوردهای پژوهش حاضر این است که ارتباط منطقی میان «باید» و «هست» در قرآن کریم، مبنای علوم انسانی قرآن‌بنیان بوده و در مرحله مطالعه اکتشافی آیات شریفه تأثیرگذار است؛ زیرا اعتقاد به این اعتبار، زمینه دسترسی به آیات بیشتر قرآن را مهیّا می‌کند و عدم اعتقاد به آن سبب می‌شود پژوهشگر به آیات کمتری دسترسی پیدا کند. همچنین ارتباط منطقی میان «بایدها» و «هست‌های» قرآن کریم، از راه دادن یک قاعده در مرحله مطالعه اکتشافی آیات ایفای نقش می‌نماید. این قاعده عبارت است از: «ضرورت استعمال گزاره‌های دستوری و انشایی در تحقیق از نظر قرآن کریم درباره حقایق و بالعکس». حاصل چنین قاعده‌ای دست‌یابی به آیات بیشتر است که سبب غنا، اعتبار و کمال علوم انسانی قرآن‌بنیان می‌گردد.