هستی‌شناسی در حکمت اسلامی و تجلی آن در هنر و معماری اسلامی: از معنا تا فرم هنری

نویسندگان

1 استادیار گروه معارف دانشگاه علوم پزشکی آزاد اسلامی تهران.

doi
10.22034/qabasat.2026.735049
چکیده

این مقاله با رویکردی تحلیلی به بررسی ارتباط میان فلسفه وجودی در اندیشه اسلامی و هنر و معماری اسلامی می‌پردازد. فلسفه وجودی به عنوان زیربنای فکری هنر اسلامی، مفاهیمی چون توحید، معرفت، وحدت، کثرت، نور و حکمت را مطرح می‌کند که هر یک در شکل‌گیری اصول زیباشناسی و ساختار فضایی معماری اسلامی تأثیرگذارند. پرسش اصلی پژوهش آن است که چه رابطه‌ای میان مبانی فلسفه وجودی و ساختار هنری و معماری اسلامی وجود دارد و این پیوند چگونه در شکل‌گیری معنا و هویت اثر هنری و معماری نقش‌آفرینی می‌کند؟ این پژوهش با روش تحلیل فلسفی ـ تطبیقی انجام شده و از منابع حکمی، متون هنری و نمونه‌های معماری تاریخی برای تبیین این پیوند بهره گرفته است. نتایج نشان می‌دهد فلسفه وجودی، نه‌تنها چارچوبی نظری برای تفسیر جلوه‌های هنری و معماری اسلامی فراهم می‌کند، بلکه موجب تقویت نگرش توحیدی در طراحی، توازن میان صورت و معنا و شکل‌گیری فضاهای معنادار و قدسی می‌شود. یافته‌ها نشان می‌دهد اصل توحید در قالب تقارن هندسی و تکرار الگوها، مفهوم نور در سازمان فضایی و کیفیت ادراک بصری و حکمت در نظام تناسبات و نمادگرایی معمارانه بروز یافته است. به بیان دیگر معماری اسلامی به مثابه تجلی عینی فلسفه وجودی، نقش واسطه‌ای میان عالم محسوس و عالم معنا ایفا می‌کند.google is broken